سایت خبری 598 نوشت: اظهار نظر ناپخته علی مطهری به اعلام اسامی کاندیداهای احراز صلاحیت شده از سوی شورای نگهبان واکنش جالب و بعضا طنز کاربران فضای مجازی روبرو شده است.
علی مطهری در اولین واکنش خود در مصاحبه اختصاصی که خبرگزاری سازمان تبلیغات پیرامون همین موضوع با او ترتیب داده بود، با ادبیاتی زننده و به دور از ادب عنوان کرد:« بنده پیشنهاد می کنم برای ارزیابی توان جسمی آقای هاشمی، یک مسابقه دو صدمتر بین ایشان و آقای جلیلی و یک مسابقه کشتی بین آقای هاشمی و آقای حداد برگزار کنند.»
وی در نامهای ناپخته به رهبر انقلاب نیز تلاش کرد نحوه صدور حکم حکومتی را تبیین کند و بر همین اساس نوشت: « پیشنهاد می کنم با حکم حکومتی در تایید صلاحیت ایشان زمینه تحقق حماسه سیاسی مورد نظرآن رهبر عزیز را فراهم آورید و محذور احتمالی لزوم اقدام مشابه در باره آقای مشایی موجه به نظر نمی رسد زیرا قیاس این دو با هم قیاس مع الفارق است و رد صلاحیت به دلیل داشتن گرایش های فکری غیر اسلامی کار درستی است اما رد صلاحیت به دلیل منتقد بودن کار نادرستی است. اولی مشمول حکم حکومتی نمی شود و دومی مشمول می شود. برای جنابعالی آرزوی سلامت و توفیق بیشتر دارم.»
بدنبال انتشار این اظهارات، شبکههای اجتماعی با موجی از واکنشهای منفی مواجه شد. بیشترین واکنشها در این رابطه متعلق به کاربران شبکه اجتماعی گوگل پلاس بود.
کبری آسوپار یکی از کاربران پلاس در واکنش به مطلب علی مطهری نوشت:
چرا مطهری جرأت کرده جانبازی جلیلی را به سخره بگیرد؟!
مملکت روی پاهای قطع شده ی جانبازان استوار مانده، بعد یک فحاشی که ما همه اش احترام پدرش را نگه می داریم، پای قطع شده ی کاندیدای جانباز ریاست جمهوری را به سخره می گیرد که بگویید فلانی بیاید مسابقه ی دو!
پاهای قطع شده ی امثال سعید جلیلی است که علی مطهری را سرپا نگاه داشته تا با وقاحت تمام، دهان به هر توهین و تحقیری بگشاید!
صرف نظر از آنکه به جلیلی رأی می دهم یا نه، او برای من انسان ارزشمندی ست؛ و اولین ارزش او برای من همان پایی ست که ندارد؛ پایی که برای اسلام و میهنش داده و مطهری که از نام پدر نان می خورد، چه می داند ایستادن روی پای خود، خصوص پایی که در بهشت جا مانده، یعنی چه!
حسن روزیطلب ضمن بازنشر یکی از سخنرانیهای سعید قاسمی با عنوان «بهجای آقای مطهری کربلای 5 کجا بودی!؟ » نوشت: جلیلی در کربلای 5 یک پایش را جا گذاشت؛ آقای مطهری کربلای 5 کجا بودی!؟
امیرحسین ثابتی یکی دیگر از کاربران پلاس نیز در واکنش به سخنان علیمطهری نوشت:
«1. علی مطهری که این روزها به آب و آتش می زند تا هاشمی تایید صلاحیت شود؛ 20 مهر 1383 قبل از انتخابات نهم ریست جمهوری طی نامه ای خطاب به هاشمی نوشته بود:
آقای هاشمی! اکثر فرزندان و برخی نزدیکان شما در کارهای اقتصادی وارد شدهاند و این امر در صورتی که جنابعالی رئیس جمهور شوید، موجب افزایش شایعات خواهد شد. تحمل جنابعالی در مقابل انتقاد آشکار و مطرح در رسانهها اندک است، اگرچه انتقادات خصوصی را راحتتر میپذیرید و این امر یک نقطه منفی برای یک رئیس جمهور است و باعث پیدایش گروههای سیاسی نیمه مخفی میشود.
2. امام علی علیه السلام: لا تَرَی الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً اَو مُفَرِّطاً،؛
جاهل را جز در حالت افراط و تفریط نمی بینی»
احسان صالحی نیز در صفحه خود در این زمینه نوشت: «وقتی هشت سال توی این مملکت جنگ بوده و جوانهای مردم جلوی توپ مستقیم تانک جون میدادند و تو آقازاده و بزرگ زاده باشی و یک روز هم جنگ رو ندیده باشی معلومه که امروز بایدم یک بچه بسیجی رو که جونش رو گذاشته کف دستش و رفته خط مقدم و اونجا هم پاش رو جا گذاشته و برگشته مسخره کنی.»
زهرا اچ بی، یکی از کاربران پلاس نوشت: «حالا مطهری واقعا فکر میکنه میتونست طرحهای درخشانش منجمله دفاعش از تفکیک جنسیتی دانشگاه ها و گشت ارشاد و اینا رو تو دولت هاشمی هم ادامه بده که هنوز نه به داره نه به باره با پای مصنوعی جلیلی جک میسازه؟»
علی نادری در صفحه خود در همین زمینه نوشت: «جلیلی آنروزی که باید، یک پایش را داد تا علی مطهری با خیال راحت بشود «دکتر مطهری» و یک پای دیگرش را نگهداشت تا کیلومترها راهی که هاشمی و خاتمی و روحانی عقب نشینی کرده بودند را بر گردد؛ جلیلی همین الان هم با همین پای یکدانه کیلومترها جلوتر است از اکبر و فائزه و مهدی!»
الیاس قنبری نیز در صفحه خود نوشت: «اینقدری که علی مطهری و احمد توکلی عصبانی و ناراحت اند خود هاشمی و مشایی ناراحت نیستن.»
این در حالی است که صبح امروز نیز سایت احمد توکلی با انتشار متنی مفصل تصمیم اخیر شورای نگهبان در عدم احراز صلاحیت هاشمی را به چالش کشیده بود.
اولین ممانعت با دکتر جلیلی
دیدار نکردن مصباح یزدی با دکتر جلیلی از الطاف جلیه ی الهی است
دکتر جلیلی در مدیریت موفق ، بدون حاشیه و علمی خود(آنهم در دوره حاشیه سازی احمدی نژاد) باعث اقتدار جمهوری اسلامی شده است به دیپلماتی مودب و باهوش شناخته میشود .
ظاهرا عملکرد بی عیب ونقص ، بدون حاشیه ، علمی وسنجیده دکتر جلیلی درطول شش ساله مدیریت دیپلماتیک برخی ها را ناراحت کرده است . برخی از شنیده ها حاکیست که در دیدار دکتر جلیلی با علمای قم دفتر مصباح یزدی مانع این دیدار شده و برخی خود مصباح یزدی را عامل این موضوع می دانند باید دید این رفتار زشت مصباح یزدی چگونه در آینده توجیه می شود هر چند که احتمال می رود روزهای آینده موضوع تکذیب شود. (و یا بهانه ای بیاورند که مثلاحاج آقا در مسافرت بودند).صاحبنظران آراء جبهه پایداری قم و مصباح یزدی را کمتر از آراء باطله می دانند.
سایت الف اینگونه نوشت :((برخی از رسانه ها به ویژه اصلاح طلبان معتقدند که جلیلی برای اینکه وامدار جریان پایداری نباشد، خود به دیدار آیت الله مصباح نرفت. اما شنیده های الف حاکی است پدرمعنوی جبهه پایداری (مصباح یزدی) درخواست جلیلی برای دیدار را رد کرده است. اگرچه در تمام طول سفر به قم، حمید رسایی از اعضای مهم پایداری حتی در دیدارهای محرمانه نیز او را همراهی می کرد. 
دکترجلیلی در سفر به قم با آیتالله جوادی آملی، آیتالله نوری همدانی و آیتالله سبحانی دیدار کرد و در دیدار از بیت آیتالله صافی گلپایگانی که گفته شد بدون حضور خبرنگاران بوده، در مورد مسائل مهم منطقه ای و روز بحث کرد. از سوی دیگر برخی این موضوع را مطرح کردند که مصباح یزدی روز گذشته در قم حضور نداشت.
مصباح یزدی که از هفته ها پیش از ثبت نام اظهارنظرهای سیاسی و انتخاباتی داشت، این روزها سکوتی طولانی دارد. برخی نسبت به تعجیل او در اصلح دانستن لنکرانی منتقد هستند اما شاگردان و اعضای موسسه وابسته به او همچنان از وی حمایت می کنند. هفته گذشته یک سایت اینترنتی با انتشار نامه ای با امضای جمعی از طلاب، از آیت الله مصباح یزدی خواسته بودند به عنوان یکی از سرمایه های معنوی، از حمایت جریان پایداری دست بردارد. این اقدام با واکنش تند طرفداران آیت الله روبه رو شد. ))
در دوره سختی که با مدیریت ضعیف و غوغا سالارانه احمدی نژاد باعث سرافکندگی تمامی کسانی شد که به او اعتماد و نهایتا رای دادیم هر چند که رای ما درست بود ولی احمدی نژاد در پی بی تدبیری و کارشکنی جناح راست و مجلس ناکارامد و لجباز تغییر کرد و قدر رای مردم و حمایت رهبری را ندانست و مسیر خود کامگی را پیش برد وپیش بینی رهبری محقق گردید . پیش بینی که رهبری با دید حکیمانه داشتند این بود که معاون اولی مشایی باعث سرخوردگی طرفداران احمدی نژاد میشود که هم به ضرر احمدی نژاد شد و هم به ضرر مشایی و هم به ضرر مردم .احمدی نژاد شهر دار تهران با دور دوم ریاست جمهوریش قابل قیاس نیست احمدی نژادی که من از نزدیک دیدم و با او در سال 83 گفتگو کردم با این احمدی نژاد قابل قیاس نیست
عملکرد ، رفتار و گفتار نسنجیده ناشیانه و غیر عقلایی احمدی نژاد و مصباح یزدی تنها برای نظام و مقام معظم رهبری هزینه داشته است و این دوفرد باید بدانند به برکت لطف و بزرگواری مقام معظم رهبری تا کنون از نقدهای صریح پاره ای نویسندگان ولایی دلسوز نظام وانقلاب در امان مانده اند.
در کنار این ناسنجیده گویها ناسنجیده گویی 8ساله امثال غلامرضا مصباحی مقدم سخنگوی سابق جامعه روحانیت مبارز را باید در تحلیلها لحاظ نمود. امثال ایشان که بایستی به رسالت معنوی و ارشادی خود بپردازند متاسفانه فقط نقش سلبی و منفی و آتش بیار معرکه را داشته اند .دوشب پیش در گفتوی ویژه خبری از اظهارات بعض آلود و زشت و مشمئز کننده این روحانی متعجب نشدم چون مردم می دانند این مخالفتهای بغض آلود نه از سر دلسوزیست بلکه به جهت بعض با احمدی نژاد است. در اینجا اشاره به نقش بسیار بد ابو ترابی نائب رئیس مجلس در قضیه مشایی اشاره کنم که اگر ایشان قضیه را رسانه ای نمی کردند شاید قضیه مشایی به این فضاحت نمی کشید و جریان خانه نشینی 11 روزه احمدی نژاد منجر نمی شد
بنده شخص دکتر لنکرانی را انسانی شریف مودب و ولایی البته در حد یک معاون وزیر و نهایتا یک وزیر می دانم. زانو زدن لنکرانی پای منبر آیت الله عملی در شان یک کاندیدای ریاست جمهوری و حتی یک وزیر سابق نبود و نیست. هر چند لنکرانی تا پای رد صلاحیت رفت و با تدبیر به نفع دکتر جلیلی کنار رفت ولی مخالفت متحجران با دکتر جلیلی به نفع دکتر جلیلی است و از الطاف جلیه ی الهی است.
پیشنهاد عجیب علی مطهری در واکنش به رد صلاحیت هاشمی
رییس ستاد اصولگرایان حامی آیت الله هاشمی رفسنجانی در واکنش به رد صلاحیت این کاندیدای انتخابات گفت: رویکرد شورای نگهبان در بررسی صلاحیت ها بیشتر سیاسی بود تا اعتقادی.
تقدیر و تشکر 160 نماینده از شورای نگهبان
نماینده بروجرد گفت: 160 نماینده مجلس در نامه ای به شورای نگهبان از عملکرد انقلابی، قاطع و قانونی شورای نگهبان تقدیر و تشکر کردند.گروه سیاسی ـ بهرام بیرانوند با اعلام این خبر، گفت: پس از احراز صلاحیت 8 داوطلب انتخابات ریاست جمهوری، نمایندگان مجلس امروز چهارشنبه در صحن مجلس، نامه تقدیر و تشکر از شورای نگهبان تهیه کردند.
نماینده بروجرد در مجلس در گفتگو با خبرنگار بولتن نیوز، با بیان اینکه این نامه به امضای حدود 160 نماینده رسیده است، گفت: احتمال افزایش امضا هم وجود دارد چرا که برخی نمایندگان نیز خواستار امضای این نامه بودند.وی افزود: در این نامه نمایندگان مجلس ضمن قدردانی از عملکرد شورای نگهبان به دفاع از این نهاد پرداخته اند.
" سید عباس عراقچی " در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار سیاست خارجی باشگاه خبرنگاران، در خصوص تدابیر دستگاه دیپلماسی برای مقابله با جنگ روانی و شانتاژهای خبری رسانههای بیگانه در آستانه برگزاری یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران گفت: قطعا وزارت امور خارجه، آمادگیهای لازم برای زمینههای حضور مردم و خلق حماسه سیاسی را فراهم کرده است.
وی ادامه داد: دستگاه دیپلماسی اقدامات لازم را برای برگزاری حماسه سیاسی مورد تاکید " مقام معظم رهبری " را انجام خواهد داد.
عراقچی تصریح کرد: تمامی نمایندگیهای ما در کشورهای مختلف آماده پاسخگویی به هموطنان عزیزمان بوده و ما آماده برگزاری انتخابات پرشور در دیگر کشورها هستیم.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی در پایان خاطرنشان کرد: من معتقدم شانتاژهای خبری رسانههای بیگانه نمیتواند در حضور مردم و حماسه سیاسی ملت شریفمان خدشهای بوجود آورد.
رد صلاحیت هاشمی ومشایی
به گزارش فارس وزارت کشور با انتشار بیانیه ای اعلام کرد در اجرای ماده ۶۰ قانون انتخابات ریاست جمهوری اسامی نامزدهای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران که صلاحیت آنان مورد تایید شورای محترم نگهبان قرار گرفته است به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر اعلام می گردد:۱-سعید جلیلی۲- غلامعلی حداد عادل۳- محسن رضایی۴- حسن روحانی۵- محمدرضا عارف۶- محمد غرضی۷- محمدباقر قالیباف۸- علی اکبر ولایتی
به گزارش افکارنیوز، عباسعلی کدخدایی در پاسخ به این سوال که آیا شرایطی برای شکایت افرادی که صلاحیتشان احراز نشده وجود دارد یا خیر؟ گفت: قانون انتخابات ریاستجمهوری موردی را برای شکایت مقرر نکرده است.اسفندیار رحیم مشایی رییس دبیرخانه جنبش عدم تعهد و کاندیدای رد صلاحیت شده یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهور در پاسخ به این سئوال که واکنش شما در قبال رد صلاحیت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری چیست، گفت: من پیش از این درباره این مسئله صحبت کرده ام. من رد صلاحیت خود را ظلم می دانمو حل آن را از طریق مقام معظم رهبری پیگیر خواهم بود.
وی افزود: انشالله از این طریق این مشکل حل خواهد شد.این کاندیدای رد صلاحیت شده یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: البته من خودم هنوز خبر رد صلاحیت خود را نشنیده ام، اما برخی از دوستان به من اطلاع داده اند که تلویزیون اسم من را جزو کاندیداهای تایید صلاحیت شده ذکر نکرده است.مشایی درباره این که چگونه با رهبری در اینباره رابزنی حواهید کرد، اظهار داشت: در حال فکر کردن به این مساله هستم و بزودی در این باره تصمیم گیری خواهم کرد.
روندی که بی بی سی فارسی از یک ماه قبل در پیش گرفت نشان می داد که این شبکه برای انتخابات برنامه ویژه ای دارد. پس از اعلام افراد احراز صلاحیت شده، بی بی سی فارسی در برنامه های مختلف به این موضوع واکنش نشان داد و با تغییر روال معمول برنامه هایش، تلاش نمود دو کاندیدای رد صلاحیت شده را به راهکارهای غیر قانونی و نشان دادن واکنش های احساسی ترغیب نماید که خبر آن را با شب گذشته با عنوان خواهش بی بی سی از کاندیداهای تأیید نشده؛ امیدها را ناامید نکنید! به اطلاع رساندیم.
اما اکنون نگاهی اجمالی، به برنامه ها و کارشناسان سه شنبه شب بی بی سی فارسی و بخش دیگری از سخنانشان خواهیم داشت:
1. حسین باستانی:
اعلام ناگهانی تائید صلاحیت شده ها در شب گذشته اتفاق خارج از قاعده ای بود که البته در الگوی رفتاری جمهوری اسلامی بی سابقه بوده است. جمهوری اسلامی همه را به کارهای نامتعارف عادت داده است. آقای احمدی نژاد این توقع را ایجاد کرده است که با رد صلاحیت مشایی، کار بزرگی خواهد کرد؛ اگر آقای احمدی نژاد الان کاری نکند و اقدامش را برای روز انتخابات نگه دارد، شکست خیلی جدی در هواداران دولت ایجاد می شود. به این در روانشناسی اجتماعی می گویند "بحران ناامیدی پس از امید" یعنی باید متناسب با امیدی که برای هواداران ایجاد شده، اقدام شود.
2. مهدی خلجی:
نمی خواهند آقای هاشمی به قدرت برسد. چون نمی خواهند ایدئولوژی اسلامی تهدید شود. نمی گذارند کسانی مثل اصلاح طلبان درها را به روی غرب باز کنند. شواهد زیادی است که نشان می دهد هاشمی برای ماندن نیامده بود از جمله صحبت های زیبا کلام.
3. علیرضا نامور حقیقی:
اقای رفسنجانی خود را جزو بنیانگذاران جمهوری اسلامی می داند و به ویژه معتقد است در بحران های سخت مثل جنگ، پایان دادن به جنگ عراق، برخورد با مجاهدین، حمله آمریکا به عراق و صلح با صدام که جمهوی اسلامی با بحران مواجه بوده، نقش کلیدی داشته و طبیعی است حاضر نیست حتی با وجود صحبت هایی که علیه وی می کنند به نظام آسیبی برسد. به نظر من ایشان واکنش تندی نخواهد داشت.
4. محمد نوری زاد:
معتقدم اقای هاشمی باید ردصلاحیت می شد که اگر نمی شد ما باید در بسیاری از مناسبات فکری خود دچار تردید می شدیم. متاسفانه کشور ما به جای آن که به قانون استوار باشد بر فرد و اشخاص وابسته است.
5. مسعود بهنود:
به نظر می رسد رد صلاحیت و حتی شکست در انتخابات مسائلی نبوده اند که آقای هاشمی ندیده باشد. این ریسک حساب شده ای بود که آقای هاشمی انجام داد. چون بعید است آدمی با سن و تجربه او این را پیش بینی نکرده باشد. به طور قطع آقای هاشمی رفت در صف کسانی که نام نیک برای خودشان بخرند.... آقای عارف و روحانی می توانند نماینده آقای هاشمی باشند اگر بر سر آن ها اجماع شود، صحنه انتخابات عوض می شود مثلا این ها سیاست هسته ای دولت آقای خاتمی را می پسندند.
6. فرخ نگهدار:
تنها قوت این گروه (دولت) انسجام درونی اش است که از افراد تیم تا آخرین لحظه با همه مسائل دفاع می کنند و خودشان را نگه می دارند. این نقطه قوت همچنان باقی خواهد بود. تیم آقای احمدی نژاد از مرکز قدرت به حاشیه قدرت رانده می شوند و با توجه به نارضایتی ها از دولت فکر نمی کنم بتوانند در ساختار کشور برای خود پیدا کنند. آقای هاشمی استوانه نظام هستند و کارنامه جمهوری اسلامی است و رد صلاحیت ایشان، شکست برای میانه گرایی است. تصمیم شورای نگهبان به روحیه کسانی که می خواستند حماسه بیافرینند ضربه می زند.
7. مجتبی واحدی:
خصلت آقای احمدی نژاد این است که قابل پیش بینی نیست حالا خیلی ها به خاطر این که ایشان کاری نمی کند انگشت به دهان خواهند ماند. به نظر من آقای احمدی نژاد اعتراضش در حد اعتراض به نظام پزشگی خواهد بود و کار خاصی نخواهد کرد.
8. فاطمه حقیقت جو:
آقای جلیلی از زمانی که مسئولیت پرونده هسته ای را به دست گرفته ابتکاری به خرج نداده است. شورای نگهبان با رد صلاحیت برخی اصولگراها می خواسته جلوی تفرق و چند دستگی میان اصولگرایان را بگیرد. با کمال تاسف اگر کسی مثل آقای جلیلی انتخاب شود با خبرهایی که از واشنگتن می رسد احتمال جنگ در 2014 افزایش پیدا خواهد کرد.
9. بنی صدر:
آقای هاشمی رفسنجانی به نظر من زیانی نکرده است و این واپسین قمار سیاسی زندگی اش بود. ایشان چیزی را نباخته است بلکه چیزی را هم برده است گرچه من مخالف او هستم چون او را نماد این رژیم می دانم.
هیچ نسبتی میان من و آقای احمدی نژاد هم وجود ندارد. من منتخب مردم ایران هستم در یک انتخابات آزاد. در زمینه سرنوشت سیاسی هم یکسان نیستیم.
10. مجید مجیدی:
رژیم به دنبال انتخاباتی با مشارکت بالا نیست... سرنوشت آقای احمدی نژاد رو به پایان است و ایشان بعد از پایان ریاست جمهوریش باید به شغل سابقش برگردد.
11. آرش غفوری:
این ردصلاحیت ها برای نظام هزینه خواهد داشت. می خواهند با این کار فرصت تبلیغات را از آقای رفسنجانی بگیرند و ایشان نتوانند مثل بقیه کاندیداها زمان مناسب برای تبلیغ داشته باشد. حضور آقای هاشمی و ردصلاحیتش در نهایت به نفع آقای هاشمی خواهد بود.
12. جمشید برزگر:
هیچ فردی را در جمهوری اسلامی با سابقه آقای هاشمی نداریم. آقای هاشمی برای شرکت در انتخابات تردید داشت و در آخرین لحظه وارد انتخابات شد.
13. روح الله زم:
با این رد صلاحیت مشخص شد که آقای هاشمی کاره ای در نظام نیستند.[!] به احتمال خیلی زیاد ایشان سکوت خواهد کرد و به مثابه سال 84 همه چیز را به خدا واگذار خواهد کرد.
14. سعید برزین:
«استنباط این است که کش دادن این مسأله و دیر اعلام کردن احراز صلاحیت ها، برای حکومت فایده دارد. شورای نگهبان و وزارت کشور از حداکثر وقت خود استفاده می کنند. می خواهند اعلام نتایج را به پنج شنبه بکشانند. فایده اش این است که روز بعدش تعطیل است؛ نماز جمعه دارند، روزنامه وجود ندارد و می توانند از شوک بکاهند.»[!]
15. مصطفی خسروی:
«رد صلاحیت آقای مشایی ممکن است هزینه کمتری داشته باشد. این هزینه می تواند استعفای آقای احمدی نژاد یا یک سری افشاگری ها باشد که نهایتا این بازی چند روزی ادامه می یابد. بعد از آن چون احمدی نژاد و مشایی نیروی اجتماعی ندارند به زودی از حافظه مردم پاک می شوند.»
منبع : سایت جام نیوز
گوینده بی بی سی فارسی بدون هیچ مقدمه ای در اولین سؤال از همکار تحلیلگرش، رد صلاحیت برخی از افراد را به مسائل اجتماعی گره زد و پرسید: «اگر بخواهیم گزارش کلی از وضعیت اجتماعی در واکنش به این خبرهای ضد و نقیض بدهیم، چه می توانیم بگوئیم؟»
"سعید برزین" نیز هماهنگ با گوینده بی بی سی، تلاش نمود اصلاح طلبان و دولت را تهییج کند و در جواب به این پرسش گفت: «در طی یک ماه گذشته آتش تهیه سنگینی بر جبهه هاشمی و جبهه دولت ریختند. جبهه هاشمی ضد حمله کرد و توانست خط خودش را حفظ کند و حتی تا آن جا جلو آمد که اصلاح طلب ها به این حد راضی شدند که خفته ای در فضای سیاسی ایران بیدار کردند؛ اما مقاومت دولت یعنی آقای احمدی نژاد و مشایی، یک مقداری ضعیف تر و شکننده تر بود.»
برزین پس از تلاشش برای تحریک اصلاح طلبان و دولت، به سراغ مردم رفت و فضای کشور را ملتهب نشان داد و مدعی شد: «به هر حال این تنش ایجاد کرده است و بر احساسات و عواطف مردم تأثیر گذاشته است. در محافل خصوصی بحث ایجاد کرده است و مردم منتظر نتایج هستند.»
گوینده بی بی سی در سؤال دیگری از دغدغه شبکه اش برای انتخابات و انتظار آشوب خبر داد و گفت: «آیا می شود نشانه های نگرانی را مثل چهار سال پیش در خیابان ها هم دید؟»
سعید برزین تحلیلگر بی بی سی، در جواب گفت: «فکر می کنم خیلی سخت است که پیش بینی کنیم در خیابان ها چه اتفاقی خواهد افتاد؛ ولی من مطمئن هستم حکومت سیاست های امنیتی در دست اقدام دارد.»
در حالی که وزارت کشور اعلام کرده است نتایج احراز صلاحیت ها را یک روز زودتر یعنی تا فردا، چهارشنبه اعلام خواهد کرد سعید برزین مدعی شد: «استنباط این است که کش دادن این مسأله برای حکومت فایده دارد. شورای نگهبان و وزارت کشور از حداکثر وقت خود استفاده می کنند. می خواهند اعلام نتایج را به پنج شنبه بکشانند. فایده اش این است که روز بعدش تعطیل است؛ نماز جمعه دارند، روزنامه وجود ندارد و می توانند از شوک بکاهند.»[!]
برزین در تکمیل این پروژه ، با اشاره به منابعی موهوم، آرزویش از نزاع را با خبری جعلی اینگونه به مخاطب القا کرد: «برخی سایت های اصلاح طلب هم گفته اند تشنجاتی بوده است؛ اما جزئیات را نمی دانیم.»
بی بی سی فارسی به این مقدار اکتفا نکرد و با دعوت از کارشناسان دیگرش، پروژه آشوب و اغتشاش را ادامه داد. مصطفی خسروی، دیگر کارشناس این شبکه بود که هزینه ردصلاحیت دو کاندیدا را بالا دانست و گفت: «دارند با این کار زمان تبلیغات را کوتاه تر می کنند! از این مهم تر هنوز نتوانسته اند هزینه رد صلاحیت آقای هاشمی و مشایی را برای خودشان به درستی بسنجند.»
در حالی که مراجع قم و نجف به خصوص آیات عظام وحید خراسانی و سیستانی، حمایت خود از کاندیداها را تکذیب کرده اند، "مصطفی خسروی" با استناد به خبری که تکذیب شد پای مراجع و بازاری ها را هم به میان کشید و خواستار واکنش آن ها شد: «مراجع قم و نجف واکنش نشان خواهند داد. حکومت باید علاوه بر اصلاح طلبان، پاسخگوی بازار، هیأت های مؤتلفه، روحانیت و نیروهای متدین هم باشد.»
خسروی هم تلاش خودش را برای خط دادن به طیف دولت، به کار بست و تصریح کرد: «رد صلاحیت آقای مشایی ممکن است هزینه کمتری داشته باشد. این هزینه می تواند استعفای آقای احمدی نژاد یا یک سری افشاگری ها باشد که نهایتا این بازی چند روزی ادامه می یابد. بعد از آن چون احمدی نژاد و مشایی نیروی اجتماعی ندارند به زودی از حافظه مردم پاک می شوند.»
وی بدون اشاره به شکست فتنه88 و دوری مردم از فتنه گرانی که آسایش آن ها بر هم زده بودند، مدعی شد: «آقای هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان به دلیل پشتوانه مردمی، حوزوی و بازاری به این زودی فراموش نمی شوند.»
به گزارش سایت ستاد حیات طیبه، دکتر سعید جلیلی در دیدار آیت الله جوادی آملی که در موسسه اسراء برگزار شد با اشاره به این که علوم ارائه شده در دانشگاه ها نوعا غربی است، اظهار داشت: ادعای انقلاب و جمهوری اسلامی این بود که برای جامعه و حکومت و مناسبات بین آدم ها حرف دارد و اندیشه این انقلاب باید بیش از اینها در میدان جامعه جریان پیدا کند.

دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت: غیر از رشد علوم انسانی در بحث های نظری، در میدان های عملی هم باید ظاهر شود.
وی ادامه داد: در سال های بعد از انقلاب، هر قدر به اسلام عمل کرده ایم، نتیجه هم گرفته ایم و موفقیت های انقلاب همان جاهایی بود که به اندیشه های سیاسی اسلام عمل کردیم.
سعید جلیلی با تاکید براین که گفتمان انقلاب اسلامی باید در عرصه حکومت، جامعه، اقتصاد، فرهنگ و هنر و همه چیز جاری شود، گفت: مردم باید اقناع شوند که دین، فقط به حوزه عبادات اختصاص ندارد و پیشرفت و رفاه و بهبود سطح معیشت هم در سایه اندیشه دینی قابل تحقق است.
جلیلی ماشین دولت را پر هزینه و ضعیف توصیف کرد و ادامه داد: اگر ساختارهای اداری و دولتی را مبتنی بر اندیشه دینی اصلاح کنیم، سرعت رشد کشور زیاد می شود.

آیت الله جوادی آملی در این دیدار با تبریک میلاد امام جواد(علیه السلام) روایتی از ایشان نقل کردند و از قول ایشان گفتند: اعتماد به خدا، بهای هر کالای گران و نردبان هر درجه بلندی است.
ایشان تاکید کردند: جهان، انسان و پیوند انسان و جهان را خداوند اداره می کند و اگر کسی بخواهد در عالم به جایی برسد، باید از درایت این مدیر استفاده کند.
آیت الله جوادی ادامه دادند: وقتی اضلاع سه گانه مثلث به دست اوست، چاره ای نیست که باید در همه حوزه ها از او تبعیت کنیم.
ایشان دین را شامل دو عنصر حیاتی شریعت و سیاست اسلام معرفی کرد و گفتند: شریعت، احکام فراوانی دارد، ولی نماز ستون دین است. در سیاست هم عناصر فراوان هست، اما مردم ستون دین هستند.
جوادی آملی با شاره به نامه۵۳ امیر مومنان خطاب به مالک اشتر اظهار داشت: عماد و عمود دین در حوزه سیاست اسلام، عامه مردم هستند و کسی که حرف مردم را بزند، ولی مشکل بیکاری را حل نکند، مصداق لم تقولون مالا تفعلون است.

این عالم بزرگوار شهیدان سرافراز را سرمایه های کشور خواند و گفت: کسی که به این خون های پاک توجه نکند، دریای بی کران خون شهیدان او را کنار می زند، چنان که هر کس در این ۳۴ سال با خون شهیدان بازی کرد، کنار زده شد و اکنون خانه نشین است.
آیت الله جوادی آملی عامل موثر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را عقیده و ایمان رزمندگان معرفی کرد. ادامه داد: پرچم هایی که در سراسر جبهه ها برافراشته بود، یاحسین یازهرا و یا ابوالفضل بود، نه پرچم سه رنگ و نوار ها. و نغمه هایی که این ها را می خواندند و می شنیدند،حسین حسین بود و از ای ایران مرز پر گهر خبری نبود.
جوادی آملی با اشاره به روایتی از امام حسن عسگری(علیه السلام) گفتند: می فرماید ایاک و ما یعتذر، یعنی در کاری که بعد می خواهید از آن عذر خواهی کنید، وارد نشوید. نباید کسی بگوید من می خواستم، ولی نگذاشتند.
ایشان افزود: آدم باید وظیفه اش را بداند و هم بتواند به آن عمل کند.
جوادی آملی تاکید کرد: در این کشور به لطف الهی همه چیز هست. این تحریم ها که مقطعی و ناقص است. حتی اگر تحریم صد درصد باشد و دور ما را سیم خاردار بکشند که حتی نتوانیم با کسی تماس داشته باشیم، این کشور می تواند خودش را اداره کند.
وی با اشاره به قدرت و توان مردم ایران اظهارداشت: آن چه در این مدت خودش را نشان داد، ضعف مدیریت بود و در جزئیات زندگی مردم به نظر آمد.
جوادی آملی با یادآوری خاطره ای از نشت چاه نفتی در نزدیکی قم ۶۰ سال قبل تاکید کرد: الان جوان های ما قدرت و نورانیت دارند. امکانات و نیرو هم در کشور زیاد است و رییس جمهور باید کار را مهندسی و مدیریت کند.
وی بیداری اسلامی در خاور میانه را محصول انقلاب اسلامی معرفی کرد و گفت: کسی فکر نمی کرد روزی در مصر و تونس و عربستان و یمن نام امام خمینی بلند شود.
جوادی آملی با تاکید بر ضرورت ادامه رفتار جدی در مذاکرات هسته ای ادامه داد: آنها نمی آیند حرف ما را گوش کنند، بلکه می آیند که حرف خودشان را بزنند.
وی دین کلیسایی غرب را دین بدون عقل معرفی کرد که روزی گالیله و امروز قرآن را آتش می زند.
ایشان تصریح کردند: علم غربی هم بدون دین است و اگر دین داران غربی خردمند و عاقل شدند از سوزاندن قرآن و هر پدیده علمی پشیمان بودند و اگر دانشمندان آنها دیگر مقهور علم نباشند و از جنگ های جهانی اعلام پشیمانی کردند، قابل گفت و گو خواهند بود، وگرنه با اینکه به آنها احترام می گذاریم، احتیاجی به غرب نداریم و می توانیم بدون نیاز به آنها کشور را اداره کنیم.


















دکتر سعید جلیلی بیش از دو دهه است در موقعیتهای سیاسی مختلف از وزارت خارجه گرفته تا کاندیداتوری برای مجلس نگاه و منش ویژه خود را نشان داده است. نگاه و منشی که او را نه فقط در مقایسه با نامزدهای مطرح شده برای انتخابات سال ۹۲، بلکه در میان عموم چهرههای سیاسی و فرهنگی کشور متمایز میسازد. بهطور خلاصه و فهرستوار برخی از این ویژگیها را مرور کردهایم، نکاتی که شرح بیشترشان را میتوان با مراجعه به تاریخچه زندگی سیاسی و مدیریتی او و گفتارها و نوشتههایش که برخی از آنها اکنون در همین سایت(drjalily.com) گردآوری شده است، یافت.
الف) ویژگیهای فکری و گفتمانی:
۱- دیدگاه قرآنی و آشنایی نزدیک با منابع فقاهتی (تجلی اصلی این ویژگی را میتوان در گفتمان «حیات طیبه» که از سالها پیش توسط او ترویج میشود یافت).
۲- تأکید همیشگی بر لزوم داشتن گفتمان و شعار عینی (و بهدور از کلیگویی و انتزاعی بودن) برای احراز مناصب بالأخص ریاست جمهوری.
۳- تحصیل و تخصص در علوم انسانی (بهعنوان یکی از چالشبرانگیزترین حوزههای تمدنسازی) و داشتن تئوریهای سیاسی و اجتماعی (دو پایان نامه ارشد و دکترای ایشان و گفتارهایی که تا کنون از ایشان منتشر شده گویای این نکته است).
۴- نگاه فرهنگی به انقلاب و مردم و فرصت انتخابات، نداشتن سیاستزدگیهای رایج و عدم پیروی از مشهورات سیاسی در ارائه تحلیلها و اتخاذ مواضع خود.

ب) ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی:
۵- او چه در مباحث نظریاش، چه در رفتار شخصیاش و چه در رفتار مدیریتی و سیاسیاش رویکردی اخلاقی دارد. بویژه کمگویی، تریبونگریزی، قانونپذیری و پرهیز او از خودنمایی و منتسب کردن خود به رهبری.
۶- او تجربه دو دوره مبارزه انتخاباتی سالم و اخلاقی در انتخابات مجلس ششم و هفتم شورای اسلامی از مشهد را دارد. یعنی در زمانی که مثل همیشه امثال فلانی و بهمانی در لیستهای مدعی پیروی از امام و رهبری ترویج میشدند و امثال دکتر جلیلی به سبب نداشتن هیچ پشتوانه سیاسی و اقتصادی خاصی، قربانی «هوالمطلوب»ها میشدند.
۷- سلامت اقتصادی، سادهزیستی، اشرافیتگریزی و منش مردمی او حتی در عالیترین مناصب از بین نرفته است. او هنوز با پرایدش رفت و آمد میکند و در نماز جمعه تهران میان عموم مردم به نماز میایستد و در همه این موارد هیچ خودنمایی و مانوری ندارد.
۸- سه ویژگی قاطعیت، سلامت و زیرکی، همزمان باعث شدهاند او از دور و بریهای فاسد بهرهای نداشته باشد و حتی مثل رجال خدمتگزاری نباشد که منفعتطلبان زیرک و منافق از موقعیتشان سوء استفاده میکنند.
۹- بهسبب سلامت، کمگویی و اخلاق سیاسیاش نه تنها از نظر مردم بلکه از سوی جریانات و رجال مختلف نظام، هرچند قبولش نداشته باشند، شخصیتاً مورد احترام است. او چیزی برای زیر سؤال بردن ندارد و مجالی برای مجادلات سیاسی با دیگران ایجاد نمیکند.
ج) ویژگیهای مدیریتی:
۱۰- تجربه «مدیریت عالی ملی» در شورای عالی امنیت ملی. در زمانی که خیلیها تصور میکنند مدیریت اجرایی کشور یک کار فنی و اجرایی محض است، باید توجه داشت که عنصر مدیریت و توان ساماندهی هماهنگ دستگاههای متعدد نظام ذیل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی یک تجربه مدیریتی کلان و در تراز ریاست جمهوری است.
۱۱- تجربه «مدیریت بحران» در شورای عالی امنیت ملی. علاوه بر پروندههای ریز و درشت امنیتی و اقتصادی و سیاسی که در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی حل و فصل میشود، دو تجربه مدیریت مذاکرات هستهای و مدیریت شورای عالی امنیت ملی در دوران فتنه، توان بالای او برای مدیریت کردن در شرایط ویژه و بحرانی را نشان میدهد.
۱۲- تجربه «مدیریت ستادی» در شورای عالی امنیت ملی. از ویژگیهای دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، تمرکز بر مسائل مشترک دستگاههای نظام و انجام کاری از قبیل کانونهای تفکر برای یافتن راه حلهای راهبردی و سپس مدیریت شبکهای میان دستگاهها برای پیشبرد راه حلهای اتخاذ شده است. کاری که یک رییس جمهور نیز باید در سطحی کلانتر از عهده آن برآید.
۱۳- تجربه جدی در مبارزه با مفاسد در دوران بازرسی وزارت خارجه. او در وزارت خارجه نه فقط تجربه دیپلماتیک، بلکه تجربه مفصلی نیز در مبارزه با مفاسد دولتی این وزارتخانه داشته است. اخراج ۱۷ سفیر یکی از عملکردهای قاطع او در این دوران است که البته خیلیها را نیز از او گلایهمند کرده است.
۱۴- و آخر این که او تجربه کار در همه دولتها را دارد. جلیلی با حفظ اصول خود و البته بدون داشتن تیمهای سربار و حلقه های بسته اطرافیان، یک تجربه طولانی از مدیریت دولتی دارد که هم توان تعامل سازنده او و هم ثبات منش او را نشان میدهد. البته حضور جلیلی در دوره بهاصطلاح اصلاحات، بهطور کامل تحمل نشد و او مدتی را نیز در بیت رهبری مشغول فعالیت شد، موقعیت ویژهای که اصرار داشت در تبلیغات انتخاباتیاش برای مجلس، بر آن مانور داده نشود.
د) ویژگیهای سیاسی:
۱۵- او نه فقط نماینده رسمی رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی است، که در سابقه خود کمترین انحراف یا کوتاهی از منویات ولایت نداشته است.
۱۶- هیچگونه تعلق سیاسی و سابقه همکاری با احزاب و جریانات سیاسی را ندارد. نه وامدار گروهی است و نه تحت تأثیر جریانی.
۱۷- بواسطه مدیریت انقلابی مذاکرات هستهای، نماد شعارهای بینالمللی انقلاب و استقلالطلبی و استکبارستیزی ایران برای دوستان و دشمنان انقلاب در سطح جهان است؛ قاطع و انقلابی، بی آن که حاشیه داشته باشد.
۱۸- ابتکار، کیاست، هوشمندی و استقلال رأی سیاسی را با هم دارد.
۱۹- وسواس بیش از حدی بر قانون و بهرهبرداری غیرشخصی از فرصتهای عمومی دارد. نمونه اخیرش همین تأخیر در ورود به میدان مبارزه انتخاباتی.
۲۰- حضور سیاسیاش در انتخابات مجلس و تحلیلش از بایستههای انتخابات ۹۲ نشانگر نگاه فرصتمحور و رو به جلوی اوست. بر خلاف حضورها و احساس تکلیفها یا تحلیلهای دیگرانی که یا خود را به عنوان منجی وارد صحنه میکنند و یا با نگاهی تهدیدمحور و محافظهکارانه فقط در فکر دفع خطر رقبا هستند.
۲۱- مقایسه دیدگاهها و مواضع او (مثلاً در انتخابات مجلس سال ۷۸ و امروز) نشان میدهد جلیلی در طول سالهای گذشته دارای ثبات نظری و عملی در عرصه سیاست بوده و برخلاف بسیاری از سیاسیون در حال آزمون و خطا یا تطور سیاسی نبوده است. از ابتدا مبنای صحیح خویش را داشته و در همان مسیر پیشروی کرده است.
۲۲- او علاوه بر رابطه سازنده و البته مستقل و اصولیاش با نخبگان، دولتها و دستگاههای مختلف که پتانسیل مدیریتی او را بالا میبرد، از محبوبیت ویژهای نیز میان نیروهای حزباللهی برخوردار بوده و در صورت نامزدی در انتخابات، قابلیت جهتدهی جریانی به آنان را با استقلال از گروههای سیاسی دارد، چه رأی بیاورد و چه رأی نیاورد.(منبع ستاد مردمی دکتر سعید جلیلی)
در پی استعفای رامین مهمان پرست سخنگوی وزارت خارجه برای شرکت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه کشورمان ضمن قدردانی از زحمات مهمان پرست، سیدعباس عراقچی معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت خارجه را با حفظ سمت به عنوان سخنگوی جدید این وزارتخانه منصوب کرد.
بنده دکتر عراقچی را از نزدیک دیده ام و مواضعش را می دانم همین سال گذشته در دوره فهم دیپلماسی دو جانبه در دانشکده روابط بین الملل چند ساعتی خدمت ایشان بودیم بعد از دوره خدمتشان رسیدم و از ایشان سولاتی را پرسیدم بسیار باحوصله و با وقار و بسیار موادباته گوش دادند و بسیار شمرده و آرام پاسخ دادند در مورد ترکیه و مواضع سیاستمداران آن نکات بسیار دقیق و مهمی را به بنده گفتند .
ایشان سنجیده بسیار باهوش و امتحان پس داده هستند. لیسانس روابط بینالملل،فوقلیسانس علوم سیاسی از دانشکده روابط بینالملل، دکترای اندیشههای سیاسی، از دانشگاه کنت انگلیس دارند .سوابق ایشان به شرح ذیل است:
1- عضو تیم مذاکره کننده هسته ای همراه با دکتر جلیلی 1391 تا کنون
2-معاون آسیا واقیانوسیه وزارت امور خارجه 1390 تا کنون
3-سفیر جمهوری اسلامی ایران در توکیو ۱۳۸۶-۱۳۹۰
4-معاون حقوقی و بینالمللی وزیر امور خارجه ۱۳۸۶-۱۳۸۴
5-رئیس دانشکده روابط بینالملل ۱۳۸۴-۱۳۸۳
6-رئیس اداره اول اروپای غربی وزارت امور خارجه ۱۳۸۳-۱۳۸۲
7-سفیر جمهوری اسلامی ایران در هلسینکی، فنلاند ۱۳۸۲-۱۳۷۸
8-سفیر اکردیته جمهوری اسلامی ایران در تالین، استونی ۱۳۸۲-۱۳۷۸
9-مدیر کل دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی ۱۳۷۸-۱۳۷۷
10-سردبیر مجله سیاست خارجی دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی ۱۳۷۸
11-معاون پژوهشی دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی ۱۳۷۷
12-رئیس مرکز مطالعات خلیج فارس دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی ۱۳۷۷-۱۳۷۶ (از مورد سه تا دوازده از سایت ویکی پیدیا نقل شده است)
![]()
عکس سمت راست دکتر سید عباس عراقچی در کنفراس امنیتی مونیخ سال 2006
متن نامه انتصاب دکتر سید عباس عراقچی به سمت سخنگوی جدید وزارت امور خارجه
با توجه به سوابق و تجربیات ارزنده و تلاشهای موثری که در طول مدت خدمت خود داشته اید بدینوسیله جنابعالی را با حفظ سمت به عنوان سخنگوی وزارت امور خارجه منصوب می نمایم.
علی اکبر صالحی
وزیر امور خارجه
حامیان مشایی آمدند 17:15
بهمن شریفزاده، عبدارضا داوری و عباس امیریفر از حامیان مشایی به ستاد انتخابات وزارت کشور آمدند.
معاون امنیتی انتظامی وزارت کشور: اوضاع آرام است 17:25
حضور نیروهای ویژه پلیس دقایقی پس از آن در مقابل در ورود ستاد انتخاباتی کشور شکل گرفت که سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی به هنگام ورود با مشکل مواجه شد.
عبداللهی در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره علت حضور نیروهای ویژه پلیس در مقابل در وزارت کشور گفت: مشکلی وجود ندارد و همه چیز آرام است.وی افزود: برای جلوگیری از هیجانات طرفداران کاندیداها از نیروی انتظامی کمک خواستیم که البته به طور کلی مشکلی وجود ندارد و اینها هواداران کاندیداهایی هستند که برای ثبت نام حضور یافتند.
احمدی نژاد و مشایی وارد وزارت کشور شدند 17:40
محمود احمدینژاد رئیسجمهور کشورمان دقایقی قبل با حضور در ستاد انتخابات از وزارت کشور بازدید کرد.
مصطفی محمدنجار وزیر کشور و اسفندیار رحیم مشایی رئیسجنبش عدم تعهد،بقایی،نیکزاد،سید حسن موسوی و شیخ الاسلام وی را در این بازدید همراهی میکنند.
اسفندیار رحیم مشایی کاندیداتوری خود را برای ورود به پاستور به صورت رسمی ثبت کرد.

هاشمی رفسنجانی وارد ستاد انتخابات شد 17:50
آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دقایقی پیش برای ثبتنام در یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری وارد ستاد انتخابات وزارت کشور شد.
تعدادی از چهره های سیاسی آیت الله هاشمی رفسنجانی را در طول ثبت نام در وزارت کشور همراهی میکنند.

عدهای از طرفداران هاشمی با شعار "درود بر هاشمی" و "صل علی محمد، ناجی ملت آمد" از حضور او استقبال کردند.
"رحیمی" با وکالت محمدزاده، کاندیدای ریاستجمهوری شد 18:00
محمدجعفر محمدزاده معاون مطبوعاتی و امور اطلاعرسانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با وکالت از سوی رحیمی، معاون اول رئیس جمهور را به جمع نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری افزود.
محمدزاده در پاسخ به این پرسش که آیا شما کاندیدای دولت هستید؟، توضیح داد: مگر دولت کاندیدا دارد؟
وی همچنین گفت: به ستاد انتخابات کشور آمده است تا به وکالت از طرف رحیمی معاون اول رئیسجمهور در انتخابات ریاست جمهوری ثبتنام کند.
واکنش احمدی نژاد به ثبت نام هاشمی رفسنجانی 18:10
محمود احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که نظرتان در مورد ورود هاشمی به انتخابات چیست، گفت: همه وارد شوند،مشکلی ندارد، همه باید بیایند.
وی افزود: به نظرم رقابت خوبی شکل بگیرد و حماسه سیاسی محقق شود.
وی در خصوص حضور اعضای دولت برای ثبت نام در انتخابات، اظهار داشت: من از دولت اینجا هستم. کسی از طرف دولت نیست.
مشایی: در مورد شورای نگهبان تابع قانون خواهم بود 18:20
اسفندیار رحیممشایی نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در پاسخ به سؤال خبرنگاری درباره اینکه اگر از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شوی، واکنش شما چیست، گفت: همه ما باید از قانون تبعیت کنیم. تمام دستگاهها باید تابع قانون باشند من نیز تابع قانون خواهم بود.
وی در پاسخ به سؤال دیگر در باره ثبتنام همزمان هاشمی رفسنجانی با وی در انتخابات ریاست جمهوری گفت:مقام معظم رهبری فرمودند تمام سلایق باید در انتخابات حضور داشته باشند و به نظرم این حضور در چارچوب فرمایش مقام معظم رهبری برای حضور تمام سلایق است. هم اکنون مشایی در حال انجام ثبتنام انتخاابت ریاست جمهوری است.
هاشمی: آمدهام خدمت کنم 18:25
آیتالله هاشمی رفسنجانی با اشاره به ثبتنام خود، در انتخابات ریاست جمهوری گفت: آمدهام خدمت کنم و این مردم هستند حق دارند که من را انتخاب کنند یا نه.
هاشمی رفسنجانی افزود: که شعارم را الان نمیگویم.
مهلت ثبت نام انتخابات یازدهم ریاست جمهوری تمام شد
سیدصولت مرتضوی رییس ستاد انتخابات کشور اعلام کرد که مهلت ثبتنام داوطلبان کاندیداتوری در دوره یازده انتخابات ریاست جمهوری به پایان رسید.
گفتنی است ثبتنام از داوطلبانی که همچنان در ستاد انتخابات حضور دارند، ادامه میآید.منبع سایت مشرق
جام گیشه؛شنیده شده که چهره های شاخصی در انتخابات شوراهای تهران رد صلاحیت شده اند.
تابناک نوشت: محسن هاشمی؛فاطمه راکعی،معصومه ابتکار،دبیر،امیری فر،بهمن شریف زاده و افسانه بایگان رد صلاحیت شده اند.
رد صلاحیت در شورای شهر توسط هیات نظارت مجلس صورت می گیرد
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس مستقر در ستاد انتخابات وزارت کشور، پنجمین و آخرین روز ثبتنام از نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در محل وزارت کشور آغاز شد که اخبار آن بصورت لحظه به لحظه در این خبر به روز رسانی میشود.
داود احمدی نژاد هم ثبت نام کرد
داود احمدی نژاد برادر رئیس جمهور که البته مواضع شدیدی نسبت به حلقه انحرافی دارد، دقایقی پیش با حضور در ستاد انتخابات کشور، در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.
وی در جمع خبرنگاران گفت که قصد حضور مستقل در انتخابات را دارد.
داود احمدی نژاد در مورد هدفش از ثبت نام نیز به گفتن این جمله بسنده کرد که در جمهوری اسلامی اسلامی جز «خدمت» نمی توان پاسخ دیگری به این سوال داد.
داوود احمدینژاد از نیروهای سابق اطلاعات و امنیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که در دوران ریاست جمهوری برادرش محمود احمدینژاد به پست ریاست بازرسی نهاد ریاست جمهوری منصوب شد.
وی در مرداد 1387 از مقام خود کنارهگیری کرد. علت برکناری وی توسط برخی رسانهها اختلاف با محمود احمدینژاد بر سر انتصاب علی کردان به پست وزارت کشور و نیز تأثیرپذیری زیاد از مشایی و مشارکت دادن حامیان مشایی در کارها بود که توسط رسانههای دولتی استعفا به درخواست خود او اعلام گردید.
داوود بعدها اختلافات با برادر کوچکتر (محمود احمدینژاد) پیرامون انتصاب علی کردان به پست وزارت کشور را تأیید کرد و برخی رسانهها وی را عامل انتشار اعلامیه هفت صفحهای در مجلس در روز رأیگیری دانستند.
اندکی پس از استیضاح و برکناری علی کردان به جرم جعل مدارک دانشگاهی، داوود احمدینژاد از سوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به عنوان دبیر جدید کمیته دائمی پدافند غیرعامل منصوب شد.
ثبتنام «اطاعت» عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
جواد اطاعت عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز صبح امروز با حضور در ستاد انتخابات کشور، برای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نام خود را ثبت کرد.
وی که عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و از فعالین اصلاح طلب نزدیک به خاتمی نیز محسوب می شود، چندی پیش گفته بود که سیدمحمد خاتمی از وی خواسته است که ثبت نام کند.
قالیباف برای حضور در پاستور ثبتنام کردصبح امروز محمدباقر قالیباف شهردار تهران با حضور در ستاد انتخابات کشور برای یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری ثبتنام کرد.
پرویز اسماعیلی، محمد نبی رودکی . حسین مظفر، قالیباف را در این ثبت نام همراهی می کردند.

با توجه به اهمیت ریاست جمهوری و خصوصیات شاخص دکتر جلیلی و عدم اعلام کاندیاتوری وی و در مقابل احساس تکلیف نمودن بسیاری از افراد عجیب حمایت مردمی دعوت از دکتر سعید جلیلی آغاز شد و سایتی نیز به آدرس http://www.drjalily.com راه افتاد. در این سایت مطالب متنوعی می توان به شهر ذیل می توان مشاهده نمود.
چرا فقط باید به جلیلی فکر کرد؟
سیاست خارجی گفتمانی دکتر جلیلی
رئیس جمهوری در طراز خاورمیانه اسلامی
بنبستی در رای دادن به جلیلی وجود ندارد
بیانیه ستاد مردمی دعوت از دکترجلیلی در استان خوزستان
ستاد مردمی دعوت از دکتر جلیلی در مازندران تشکیل شد
ستاد دانشجویی دعوت از دکتر جلیلی در مالزی
|
حامیان دکتر جلیلی فارس |
|
|
حامیان دکتر جلیلی آذربایجان شرقی |
|
|
حامیان دکتر جلیلی خوزستان |
|
|
حامیان دکتر جلیلی بندر امام خمینی |
|
|
حامیان دکتر جلیلی ساری |
http://www.jalili0151.blogfa.com |
|
حامیان دکتر جلیلی بهبهان |
|
|
حامیان دکتر جلیلی تنکابن |
http://jalili-saeid.blogfa.com |
|
حامیان دکتر جلیلی آذربایجان غربی |
http://saeidjalili.mihanblog.com |
|
وبلاگ حامیان دکتر جلیلی |
http://drjalili.blogfa.com |
|
کمپین حامیان دکتر جلیلی |
http://saeidjalili.blogfa.com |
|
موج وبلاگی حمایت از دکتر جلیلی |
http://jalili-president.blogfa.com |
|
حامیان دکتر جلیلی گلستان |
http://jalili-golestan1392.blogfa.com |
|
حامیان دکتر جلیلی کردستان |
http://jalili92kordestan.blogfa.com |
|
حامیان دکتر جلیلی کرمانشاه |
http://www.saeed-jalili-ker.blogfa.com |
|
دانشجویان مازندرانی حامیان دکتر جلیلی |
http://daneshjo-entekhab.blogfa.com |
|
انتخابات 11 |
http://khedmatgozare.mihanblog.com |
|
حامیان دکتر جلیلی قوچان |
http://jalili-quchan.blogfa.com |
|
حامیان دکتر جلیلی سبزوار |
http://jalili-313.blogfa.com |
|
حامیان دکتر جلیلی مراغه |
http://doktor-jalili.blogfa.com |
|
حامیان دکتر جلیلی اصفهان |
http://jalili313.mihanblog.com |
|
حامیان دکتر جلیلی چادگان |
http://drsaiedjalili.blogfa.com |


چهار سال پیش دقیقا مثل چنین ایامی بود که میر حسین موسوی به اهواز آمد. رفتم مقابل مسجد ارشاد ببینم این جناب نخست وزیر حضرت امام چه می گوید . جمعیتی هم آنجا بودند که بر خلاف تجمعات سیاسی که در اهواز دیده بودم 20 سالی از خودم بزرگتر بودند. بچه های طیف نهضت آزادی دانشگاه هم الحمدالله نیامده بودند .چند روز بعد برای مراسم کروبی همه شان آمدند
محور های زیادی را از همان جلسه انتخاباتی دریافت کردم که برایم قابل هضم نبود و حتی احتمال آن را نمی دادم .
حذف معنادار و مکرر نام رهبری شعارهای کارگران حاضر در محل سخنرانی موسوی، تمسخر ارزشهای انقلاب و سخنانی که بوی ساختن و حتی انتقاد نداشت مرا به فکر وا داشت از سال 1378 سال ورودم به دانشگاه معنای نقد را دریافته بودم . موسوی نقد نمی کرد . ساختارهای نظام را هدف می گرفت.
اوصاف آن سخنان زیاد سخت نیست منظوق سخنان با منطوق آنان چیزی نبود که فکرش را می کردم حتی اصلاح طلبان هم گمان چنین سخنانی را نداشتند سخنانی از جنس عدم خیر خواهی این سخنان قبل از اولین نطق انتخاباتی وی در سیمای جمهوری اسلامی بود.
یک وقت تحلیل غلطی را یک فرد عادی انجام می دهد یکبار هم یک رئیس دولت هشت ساله مانند موسوی که کلی افراد سیاسی و امنیتی به وی خبر و تحلیل ارائه می دهند . انتخابات برگذار شد . او با خود لج کرد با انقلاب کرد با مردم لج کرد . با آرمانهای همان امامی که خود را نخست وزیرش می خواند لج کرد همه را زیر پا گذاشت.
اگر اخلاق را یا همان حداقلهایی که در یک نظام سکولار و یا لائیک رعایت می شود و به آن آداب سیاسی می گویند عمل می شد وی الان یک گزینه بود یک کاندیدا بود و شاید هم خیلی از اصولگرا ها او را ناجی خود می دیدند . ولی او خیلی چیزها را زیر پا گذاشت.عمل او باعث داغدار نمودن خانواده های گردید که با یک تحلیل سنجیده می توانست این همه اتفاق بد نیفتد و ایران و ایرانی مضحکه و مفتضح جهانیان نگردد. او یک افتخار ملی را به افتضاح بین المللی تبدیل نمود ، عملی که احمدی نژاد هم با کارشکنی های جناح به اصطلاح اصولگرا و لج بازیهای دور دوم ریاست جمهوریش آن را تسریع بخشید.
به گزارش مشرق به نقل از پایگاه خبری آزادگان حجاز، در زمانیکه آل سعود تلاش میکند، خود را سمبل دفاع حقوق و آزادیهای کشورهای دیگر معرفی کند و در کنار امیر قطر با دخالت در امور کشورهای منطقه و فتنهانگیزی در آنها موجبات سرنگونی یک نظام و جنگ و خونریزی و کشتار میان مردم میشوند، بیمناسبت نیست که نگاهی به پرونده تحصیلی و آموزشی و تخصصی شماری از مسئولان سعودی داشته باشیم و بالبطع آنچه در زیر میآید، مشتی از خروار است و بسیاری از حقایق هنوز برملا نشدهاند.
| ردیف | نام مسئول | میزان تحصیلات | منصب یا پست | نسبت خانوادگی | رابطه مدرک تحصیلی و منصب |
| 1 | عبدالله بن عبدالعزیز | امی - ابتدایی | پادشاه | - | هیچ |
| 2 | سلمان بن عبدالعزیز | تحصیل در مدرسه شاهزادگان سعودی | ولیعهد - وزیر دفاع | برادر پادشاه | بدون ارتباط |
| 3 | سلطان بن عبدالعزیز | امی | ولیعهد اسبق | برادر پادشاه | هیچ |
| 4 | نایف بن عبدالعزیز | امی | ولیعهد اسبق | برادر پادشاه | هیچ |
| 5 | احمد بن عبدالعزیز | کارشناسی علوم سیاسی | وزیر کشور سابق | برادر پادشاه | بدون ارتباط |
| 6 | محمد بن نایف بن عبدالعزیز | کارشناسی علوم سیاسی - دیدن دورههای نظامی | وزیر کشور کنونی | برادر زاده پادشاه | بدون ارتباط |
| 7 | سعود الفیصل بن عبدالعزیز | کارشناسی اقتصاد | وزیر خارجه کنونی | برادر زاده پادشاه | بدون ارتباط |
| 8 | منصور بن متعب | دکترای مدیریت | وزیر شهرها و روستاها | نوه پادشاه | بدون ارتباط |
| 9 | فیصل بن عبدالله بن محمد | نامعلوم | وزیر آموزش و پرورش | خواهر زاده پادشاه | ! |
| 10 | عبدالعزیز بن فهد بن عبدالعزیز | کارشناسی علوم سیاسی | وزیر مشاور حکومت | خواهر زاده پادشاه | بدون ارتباط |
| 11 | متعب بن عبدالله بن عبدالعزیز | کارشناسی ارشد علوم نظامی | رئیس گارد ملی | فرزند پادشاه | مرتبط |
| 12 | عبدالرحمن بن عبدالعزیز | کارشناسی علوم نظامی | معاون وزیر دفاع و فرمانده نیروی هوایی | برادر پادشاه | مرتبط |
| 13 | بندر بن سلطان بن عبدالعزیز | خلبان | رئیس دستگاه اطلاعات | خواهر زاده پادشاه | بدون ارتباط |
| 14 | مشعل بن عبدالعزیز آل سعود | کارشناسی علوم نظامی | رئیس شورای بیعت | برادر پادشاه | ! |
در واقع باید گفت، در حالیکه در کشورهای پیشرفته توجه و حساسیت و دقت بسیاری در انتخاب مسئولان و افراد برای تصدی پستهای حکومتی و رسمی انجام میشود و احزاب و رهبران کشورها تلاش میکنند که افراد با کفایت و دارای شایستگیهای بالا را برای تصدی مناصب حساس و مهم کشور انتخاب کنند، در کشور عربستان سعودی اصلا چنین اصل و قانونی بر سران این کشور حاکم نیست.
اصلی که در عربستان سعودی برای تصدیها پستها و مناصب حکومتی حاکم است، نزدیکی افراد به خاندان سلطنتی است و هرچه فرد به خاندان سعودی نزدیکتر باشد، به همان اندازه جایگاه و مرتبه وی ارزشمندتر است.
به همین منظور بدون هیچ توضیحی به سراغ شماری از افراد خاندان سلطنتی سعودی میرویم که دارای مناصب و پستهایی در حکومت سعودی هستند و میزان تحصیلات و درجه کفایت و شایستگی و نسبت خانوادگی و پست احراز شده توسط آنها را در بالا بررسی شد.
جدول فوق نشان می دهد که تصدی مناسب دولتی در عربستان بر اساس نزدیکی به خاندان حاکم تعریف شده است نه بر اساس تخصص و شایسته سالاری .
یوسف عزیزی بنی طرف از خلق عربهای تروریست فراری لندن که مهمان برنامه صفحه 2 بی بی سی فارسی بود. وی که در بین مخاطبان به یک دروغ گو و تحریفگر تاریخ مشهور است در این برنامه دروغهای عجیب خود را تکرار کرد و طی یک ادعای مضحک اعلام کرد و گفت دزفول عرب زبان است !!!!
برنامه صفحه دو تلویزیون بی بی سی فارسی با اجرای مهدی پرپنچی به بهانه دستگیری جمعی از فعالان عرب در اهواز و شادگان حمیدیه روی آنتن رفت . مهدی پرمنچی از تمامی مجریان بی بی سی فارسی ژست مستقلی تری دارد و به این نحو سعی می نماید در برنامه صفحه دو بی بی سی فارسی مخاطبین حداکثری جذب نماید
سه نفر در این برنامه شرکت داشتند همایون خیری از بریزبن استرالیا، غلامرضا حمیدی و یوسف عزیزی بنی طرف ، بنی طرف و حمیدی وی اظهارات عجیب و قریب و دروغی و مضحکی را به جمهوری اسلامی نسبت دادند که هر کسی که در خوزستان سکونت دارد دروغ بودن آنها را متوجه می شود .
همایون خیری با اشاره به اقوام دیگر خوزستان از تحریف تاریخی بنی طرف به نحوی انتقاد کردو از ترویج زبان عربی توسط جمهوری اسلامی پرداخت که بیان واقعیت های قومی مجددا باعث عصبانیت و از کوره در رفتن دومهمان عرب برنامه شد. مجری برنامه تاکید داشت در فضایی آرامتر به بحث بپردازند.
سخنان شبه منطقی این مهمان عرب برنامه یعنی همایون خیری (که به صورت ارتباط تصویری از استرالیا با برنامه داشت) و اعتراض به اظهارات غیر واقعی و تخیلی آنها عصبانیت دو مهمان بی بی سی یعنی غلامرضا حمیدی و یوسف عزیزی بنی طرف را به دنبال داشت . بنی طرف ادعا کرد که نام خوزستان عربستان است. ادعایی که عربهای خوزستانی هیچ اعتقادی به آن ندارند و با هیچ مستند تاریخی قابل اثبات نیست.
نام خوزستان در اسناد تاریخ کهن چند هزاره ساله به نقل از سایت ویکی پیدیا شرح ذیل است : سوات سوجک در کتابهای تاریخ کلاسیک اسلامی، ابن حوقل- جغرافی دان قرن ۱۰ میلادی - در کتاب خودش صورت الارض،یاقوت در سده ۱۳ میلادی در مجعم البلدان، ریچاردفرای نلسون (۱۳۸۸)، عصر زرین فرهنگ ایران، ترجمه مسعود رجب نیا، نشر سروش، تهران،واژه خوزستان به معنای سرزمین «خوزها» است و خوز را به صورتهای «هوز» و «حوز» نیز مینوشتند و جمع هوز ، اهواز است که نام کرسی ایالت خوزستان است. البته ابن خردادبه (متوفای حدود ۳۰۰ ق) خوزستان را با همان اهواز یکی می داند و آنجا را سرزمینی وسیع، مشتمل بر هفت کوره بر می شمارد که با نام کور الاهواز می خواندش.ابن خردادبه نظر دیگری درباره نام اهواز دارد. او نه فقط اهواز بلکه کل موقعیت جغرافیایی خوزستان امروزی را اهواز می داند. (متوفای حدود ۳۰۰ ق) خوزستان را با همان اهواز یکی میداند و آنجا را سرزمینی وسیع، مشتمل بر هفت کوره بر میشمارد و به آن اکوار الاهواز میگوید. سبب وجود همین هفت کوره در این سرزمین، عضدالدوله دیلمی، آنجا را اقلیم هفت حوزه نام گذارده تا آنجا که مقدسی در قرن چهارم هجری، از رواج این نام خبر داده و پیروی خود را از آن، اعلام میدارد. همچنین او یادآور میشود که برخی از این حوزهها از میان رفتهاست
این تروریست فراری که چند سالی است که لندن نشین شده است اشاره نکرد که در دوران اصلاحات چه فضای خلق عربی در شورای اول شهر اهواز ایجاد گرده بود که باعث ناراحتی سایر اقوام خوزستانی گردید و متاسفانه با عربی ساختن گسترده شهر اهواز و در ودیوار آن و استخدام چند هزار نفره عرب زبانان در شهردای اهواز و سایر ادارات با فشار شورای اول شهر اهواز نارضایتی و ناکارامدی فراوانی حادث گردید و بعدها مشخص گردید یوسف عزیزی بنی طرف و برخی اعضای مرتبط با شورای شهر تلاشهای سازماندهی شده ای را در حوادث بمب گذاریهای خونین و بی سابقه اهواز داشته اند. که مواضع تند و ضد مردمی آنان با حمایت جاسم شدید زاده نماینده پان عرب مجلس ششم اهواز همراه بوده است.
عزیزی بنی طرف با تکرار ادعاهای عجیب ، مضحک و تخیلی فقط بر تعجب مخاطبان می افزیاد و به جای دوستی می خواهد بر دشمنی میان اقوام می افزاید.
شاهدان عینی چه فارس و چه عرب خوزستان اعتقاد دارند اگرحگومت رضاخان و محمدرضا پهلوی بیشتر ادامه پیدا می کرد دیگر عربی در خوزستان وجود نداشت. زمان شاه سیستم امنیتی برخورد شدیدی را با اعراب خوزستان می کردند!به طوریکه معروف است حتی اگر شاکی دشداشه یا لهجه عربی داشت در کلانتری مورد ضرب و شتم در حد مرگ قرار می گرفت به برکت انقلاب با توجه به اهمیت به اقوام مختلف ، اعراب بدون هیچ تبعیضی تا حد وزیر دفاع ، معاون وزیر ، سفیر پیش رفتند . اعراب خوزستان بیشترین استقبال را از مقام معظم رهبری داشتند و در استقبال ایشان به اهواز در سال 1375 شعار بالروح بالدم لفتیک یا امام را سر دادند وخود این نگارنده در حسینیه امام خمینی تهران در مقابل رهبری دیدم این شعار را سر دادند. دوستان عرب می دانند این شعار یعنی نهایت عشق و اعلام جان فشانی، خوزستان بیشترین رای را به احمدی نژاد داد . متاسفانه آمار قتل بین اعراب خیلی زیاد بود و به برکت فرهنگ انقلاب اسلامی و کار فرهنگی فراوان مقدار قتل و برادر کشی در میان اعراب خوزستان کم شد و تا به حد صفر نزدیک شده است .
این انقلاب خیلی به درد برادران و خواهران عرب خورده است و نقشه چند بی سر وپایی چون عزیزی بنی طرف که ثابت نمودند در زمان اصلاحات همانانی که ادعای خلق عربیشان گوش فلک را کر کرده بود برای مردم عرب خوزستان بمب گذاشتند و آنان را به شهادت رساندند.
شایان ذکر است استان خوزستان استانی که چهار قوم مهم در آن سالیان سال است زندگی می کنند اول : بختیاری ها و لر دوم : فارسها سوم: گویش اصیل فارسی در شهرهای دزفول و شوشتر چهارم : عرب زبانها
اهمیت محور مقاومت و ضد صهیونیستی از اهداف مهم نظام اسلامی و روحیه عدالت محوری است ولی اظهارات نسنجیده ساعاتی پیش مهدی طائب را در این راستا نمی توان توجیه نمود.
مهمترین اصل در هر کشوری اعم از دینی و یا لائیک و یا سکولار اصل حاکمیت است که سرزمین از اجزاء بسیار مهم آن است.
اصولا مگر می توان ایرانی بدون خوزستان را تصور نمود. این موضع آقای طائب نشان دهنده عدم دقت ایشان و مباینت آشکار سخنان ایشان با فرمایشات حضرت امام ، مقام معظم رهبری و نص قانون اساسی و عقل سلیم است.
حاکمیت آنقدر در عرصه داخلی و بین الملل برای کشورها مهم است که کشورها حاضر نمی شوند بر سر آن مصالحه و معامله نمایند و حاضر می شوند حتی با هزینه های جبران ناپذیر (مانندجنگهای خونین ) از حاکمیت خود دفاع نمایند.
به گزارش «خبرگزاری دانشجو»، حجت الاسلام مهدی طائب،رئیس قرار گاه عمار در جمع مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاههای سراسر کشور در مجتمع فرهنگی 13 آبان با اشاره به مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم گفت: ((تردیدی نیست که علت اصلی این مشکل تحریم است.درباره بحران سوریه و مواضع جمهوری اسلامی ایران در برابر آن گفت: سوریه استان سی و پنجم و یک استان استراتژیک برای ماست.
رئیس قرارگاه عمار افزود: اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم چون اگر سوریه را نگه داریم میتوانیم خوزستان را هم پس بگیریم اما اگر سوریه را از دست بدهیم تهران را هم نمیتوانیم نگه داریم.
سایت آخرین نیوز نوشت: حجت الاسلام طائب گفت: اگر دشمن بخواهد سوریه یاخوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم.
به گزارش انتخاب ؛ مهدی طائب، در جمع مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاههای سراسر کشور در مجتمع فرهنگی 13 آباندرباره بحران سوریه و مواضع جمهوری اسلامی ایران در برابر آن گفت: سوریه استان سی و پنجم و یک استان استراتژیک برای ماست.
رئیس قرارگاه عمار افزود: اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم چون اگر سوریه را نگه داریم میتوانیم خوزستان را هم پس بگیریم اما اگر سوریه را از دست بدهیم تهران را هم نمیتوانیم نگه داریم.
وی با بیان اینکه امروز در دنیا فقط یک تهدید برای ما وجود دارد که آن هم رژیم صهیونیستی است گفت: رژیم صهیونیستی انگیزه و امکان برای حمله را دارد و در عین حال برای این کار هیچ مانعی ندارد.))
حضرت امام راحل فرمودند خوزستان دین خود را به اسلام ادا نمود. خیلیها معتقدند که وقت آن است که مسئولان محترم دین خود را به اسلام ادا کنند . البته خیلی دیر شده است چون مردم شریف و غیور خوزستان از ابتدایی ترین نیازهای عادی محرومند . شاید جناب آقای طائب اگر از آب تمامی شهرهای خوزستان تناول نمایند حداقل خود را ملزم به عذر خواهی از تمامی ایرانیان بنمایند هر چند که فرهنگ پذیرش اشتباه و عذر خواهی از مردم بین حضرات ضد ارزش است تایک ارزش.
این سخنان نسنجیده نه دفاع از سوریه است نه امری انقلابی و ضد صهیونیستی فقط این سخنان ، سخنانی دشمن شاد کن است که تمامی سایتهای ضد انقلاب و سلطنت طلب آن را پوشش داند. امید است شاهد تکرار اینچنین اظهارات نسنجیده از سوی هیچ مسئول و اشخاصی با سوابق مانندجناب طائب نباشیم
هشت ماه پیش بیستم خرداد ماه در همین وبلاگ مطلبی را با عنوان به زندگی یک فراری خوش آمدید درباره قادر عبدالله رمان نویس ایرانی ساکن هلند نوشتم که در کامتنها چند تن از دوستداران جاهل ایشان فحشهای آبداری را نثار اینجانب نمودند
بنده در پاسخ به آنان نوشتم اگر ایشان هیچ تخصص آکادمیک و یا علمی در قرآن و علوم دینی ندارند ولی در مورد قرآن ، پیامبر و مسایل مهم دیگر ندارند ولی حق نگارش کتاب در موارد فوق الذکر را دارند بنده هم به عنوان یک وبلاگ نویس علاقمند به این گونه مباحث حق نقادی ایشان را دارم هر چند برخی ظاهرا خدای نکرده به این سمت رفتند که این سوال را پیش آورد مگر ارزش این نویسنده از قرآن وپیامبر پیش آنان بالاتر است ؟ که جوابی در این زمینه نداند.
عدم ورود محتوایی به تحلیل ارائه شده ، بنده را بیشتر مطمئن به صحت آن مطالب رهنمون نمود و برداشتم این بود پاشه آشیل را درست پیدا نموده بودم .
درستی آن تحلیل با برنامه بی بی سی روشنتر گردید. دیشب سه شنبه برنامه به عبارت دیگر شبکه بی بی سی فارسی با اجرای عنایت فانی در استودیوی لندنش میهمان قادر عبدالله بود . دشمنی آشکار و طولانی مدت شبکه بی بی سی علیه ملت ایران روشن است . دعوت از مهمانان در بی بی سی فارسی تابع ضوابط مهمی است از جمله سابقه فحاشی به شخص اول مملکت، ید طولا در ترویج عقاید لاییک یا سکولاریستی ، سابقه ضدیت با جمهوری اسلامی ایران ، همکاری امنیتی بخوانید جاسوسی برای یکی از نهادهای جاسوسی MI6، CIA و یا موساد.این خط فرمز مهم و استراتژیک ابتدایی واولیه شبکه بی بی سی فارسی است
هر چند که گفتار و نوشتار قادر عبدالله آنقدر روشن است که خباثت و بطلان گفتار و نوشتار وی ما از اثبات همسوی این شبکه و قادر عبدالله بی نیاز می گرداند .
مروری ساده بر برخی گفتار ایشان و تصریح نامبرده از خودش کافی است به قول حقوقدانان اقرار العقلا عند انفسهم جایز. کتابهای وی به زبان هلندی است .
وقتی عنایت فانی مجری برنامه به عبارت دیگر بی بی سی فارسی درباره واقعی بودن رمان پیامبر از قادر عبدالله می پرسد واقعا این کتاب شما چقدر با تاریخ و واقعیت سازگار است؟ قادر عبدالله به قول تهرانیهای محترم می پیچونه و مجری را در پاسخ به این سوال دور می زند.
از نیم ساعت تحریف واقعیات و حقایق همین یک سوال عنایت فانی از قادر عبدالله پیشکش بنده است به آن دوستداران ناآگاه ایشان
ولی واقعیت این است که قادر عبدالله به دنبال ارائه چهره ای غیر واقعی ، دورغین از اسلام و پیامبر و ایرانیان به جامعه هلندی زبان است.
آن مطلب کاملترمرا می توانید با عنوان به زندگی یک فراری خوش آمدید برای مستندی درباره قادر عبدالله در همین وبلاگ مشاهده بفرماید
تحلیل عقیل هاشمی زهی مجری شبکه وهابی کلمه شبکه فارسی زبان وهابیت صدای محسن کدیور و عنایت فانی مجری شبکه بی بی سی فارسی را درآورد.
در برنامه پنج شنبه شب صفحه دو بی بی سی فارسی با موضوع هفته وحدت از محسن کدیور (برادر زن عطاالله مهاجرانی) و عقیل هاشمی زهی از مجریان تند روی شبکه فارسی زبان اهل تسنن به نام کلمه و امیر طاهری دعوت به عمل آورده بود
اظهارات تخیلی عقیل هاشمی زهی در پاسخ به سوال مجری برنامه صدای مهمان سکولار برنامه -محسن کدیور - را هم درآورد .رسم در شبکه بی بی سی این است که مهمانان برنامه با توهین به ارزشهای جمهوری اسلامی به این شبکه تقرب می جویند تا این شبکه در یک ژست مستقل پس از توهینهای فراوان و پخش ککامل سخنانش جملات بی ارزش آخرشان را قطع کند
هاشمی زهی در اظهار نظری گفت :ترور شیعیان پس از جمهوری اسلامی به وجود آمد. ولی نگفت این اعمال وحشیانه توسط چه کسانی اجرا شده است.
محسن کدیور در پاسخ به وی گفت : انتساب این اعمال به جمهوری اسلامی صحیح نیست با پول سعودی علیه شیعه کتاب نوشته شده و کتابهای متعددی با این پولها نوشته شده که شیعیان را مسلمان نمی داند. کدیور در این برنامه از وهابیت انتقاد کرد
مجری برنامه صفحه دو بی بی سی فارسی گفت : چرا به جهت اجرای مراسم مذهبی شیعیان در عراق، پاکستان و... ترور می شوند
که عقیل هاشمی با کلی گویی از پاسخ به آن عبور نمود
وی که در شبکه های دیگر نیز حضور می یابد در ادامه ی برنامه های انحرافی و مغرضانه ی خود که همواره به دنبال تفرقه انداختن میان امت واحده ی اسلام می باشد بارها دربرنامه ی مختلف خود به دنبال اهداف از پیش تعیین شده و سعی در تکفیر دیگر فرق و مذاهب اسلامی است
اظهارات صهیونیست پسند عقیل هاشمی زی آنهم در هفته وحدت در شبکه سلطنتی انگلیس بسیار محل تامل است .
همسویی شبکه بی بی سی با چاشنی تفرقه افکنی در حالی است که هر شبکه های فارسی زبان وهابیت نور و کلمه در همان راستا حرکت می نمایند.
مخالفت افراطیون سلفی در حالی با جمهوری اسلمی ایران ادامه دارد که تاکنون هیچ گونه مخالفت و اعتراضی را نسبت به دشمنان صهیونیستی و استکبار جهانی از خود نشان و بروز نمی دهند.
رژیم سفاک آل سعود با کمکهای مالی بی حد و حساب پس از انتشار کتب ضد شیعی به زبان فارسی مدتی است با ایجاد شبکه های تلویزیونی به طرح مباحث تفرقه انگیز و تکفیری پرداخته اند


سایت رجانیوزنوشت:محمد جواد اکبرین، طلبه ای که از اواخر دهه 60 تا اوایل دهه 80 در قم مشغول به تحصیل بود یکی دیگر از کسانی است که مروری بر عملکرد و کارنامه وی نشان می دهد، چرا امروز به مهمان ثابت صدای امریکا، بی بی سی و ... تبدیل شده است.
اکبرین که در سالهای اولیه تحصیل در قم، به بعضی افراط گری ها مشهور بوده است، بعد از دوم خرداد از هواداران اصلاح طلبان شد، در روزنامه های زنجیره ای مطلب می نوشت و اکنون نیز سالهاست که در خارج از کشور به سر می برد.
وی که به لحاظ سیاسی به ارائه تحلیل های سطحی و سخیف شهرت دارد، اخیرا در اقدامی که با شخصیت نه چندان متعادلش قرابت بسیاری دارد، با "ابی" خواننده مبتذل لس آنجلسی همراه شده و عکس یادگاری انداخته است!
مقایسه دو عکس فوق کاملا گویای خط فکری مدعیان دیانت و قرائت های مختلف از دین است.
"در یک روند فکری به نقطه ای رسیدم که دیگر نسبتی با این لباس احساس نمی کردم!"
این در حالی است که وی همواره خود را دین پژوه! دانسته و پیش از این، عکسهایی از خود و روحانی مورد علاقه اش -حسینعلی منتظری- را در فضای اینترنت منتشر کرده بود.
او بعنوان یک دین پژوه تفاسیر خود را از دین در بی بی سی ارائه می کند.
محمدجواد اکبرین از جمله روزنامهنگاران اصلاحطلبی بود که سابقه تحصیل در حوزههای علمیه را دارد. وی که در دوره اصلاحات در رسانههایی چون نشاط و عصرآزادگان به فعالیت مشغول بود چندین بار به دلیل مطالب خلاف واقع احضار و بازداشت شد.
وی همچنین از حامیان «کمپین یک میلیون امضا برای برابری» برای لغو قوانین اسلامی میباشد. اکبرین که در چند سال گذشته در فرانسه ساکن است در مقالاتی که به اسم دینپژوهشی ارائه میکند به اصول اسلام حمله میکند. وی همچنین در خارج از کشور برای رسانههای ضدانقلاب به تولید محتوا میپردازد.
برای مستندی درباره قادر عبدالله
شبکه من وتو در هفته گذشته هنر نمایی !!! ( بخوانید کج فکری و کج سلیقگی ) خود را با پخش مستند از یک فراری شبه کمونیست مسلک آنهم به عنوان یک ایرانی موفق به نمایش و در بوته نقد گذاشت . مستند به زندگی من خوش آمدید که به معرفی ایرانیان موفق!!! در شبکه انگلیسی - صهیونیستی من وتو یک به روی آنتن میرود . این بار مهمانی گمنام برای ایرانیان و از یاد رفته (حتی از ذهن کمونیستهای فارسی زبان دو آتشه ) داشت او کسی نبود جز قادر عبدالله.
قادر عبدالله که نام اصلی وی حسین سجادی قائممقامی فراهانی می باشد او که به نام نویسنده ایرانی است که ساکن در هلند است توسط شبکه من وتو به بینندگان معرفی میشود . پس از اعدام دو دوستش قادر و عبدالله و النهایه اعدام پسر عمویش در سال ۱۳۶۷ به اتفاق همسر و فرزندانش از ایران فرار می کند و به هلند پناهنده می شوند که جریان فرار وی از مرز ترکیه و اقامت غیر قانونی و ذلت بار در ترکیه از زبان خودش در سال ۱۹۸۸ میلادی و فرار به هلند شنیدنی است او پس از آموختن زبان هلندی به لحاظ ترویج رمانهای ضد ایرانی و اروپایی پسند به رمان نویسی ایرانی برای هلندیان مشهور میشود.
او یکی از نوادههای «میرزا ابوالقاسم قائممقام فراهانی» سیاستمدار صاحبنام دوران قاجار، که اهل هنر و ادبیات نیز بود، است.
قادر عبدالله نویسندگی را با نوشتن در روزنامهٔ «کار» ارگان سازمان تروریستی چریکهای فدایی خلق ایران آغاز کرد و از او دو کتاب به زبان فارسی به نام «کردها چه میگویند؟» و «کردستان بعد از جنبش مقاومت». بهصورت غیر قانونی در دههٔ شصت در ایران منتشر کرد. او نام مستعار «قادر عبدالله» که برگرفته از نام دو تن از دوستانش که در همان سالها اعدام شده بودند را در همان سالها برخود برگزید. و این مطلب را در مستند برنامه به زندگی من خوش آمدید شبکه من وتو اعلام و تصریح می کند پس از اعدام پسر عمویش در سال ۱۳۶۷ از ایران فرار می کند و به هلند پناهنده می شود.
سایت ویکی پیدیا نوشت : ((یکی از آخرین کارهای او «خانهٔ کنار مسجد» است که به هلندی نوشته شده است و ترجمهٔ آن به آلمانی (به آلمانی: Das Haus an der Moschee) مورد نوجه اسلام ستیزان قرار گرفت و بازتابهای گستردهیی داشت.
وی از سال ۱۹۹۳ به این سو تاکنون ده کتاب به زبان هلندی نوشته و ۸ جایزه ادبی !!!دریافت کرده است. آثار وی بیشتر از کشور زادگاهش ایران و سرزمین محل زندگیش هلند میگویند. خود در این باره گفته است: «من واژگان و مفاهیم هلندی خود را در افکار ایرانیام میریزم. من به متون هلندیام رنگ، عطر و طعم ادبیات کهن فارسی میزنم.» ))
به دلیل افکار منحط وی پیشتر هم با داستانها و مقالههای هفتگیاش در روزنامههای پرخوانندهء هلندی مانند فولکسکرانت،می توان یافت او برای بسیاری از مردم هلند شخصیت شناخته شدهای بود. کتابهای او حتی در مدارس هلند، در میان کتابهای پیشنهاد شده به دانشآموزان قرار گرفته است.
قادر می گوید:((من می خواستم داستانی درباره جد افسانه ایم بنویسم. او در زمان انقلاب صنعتی در اروپا، در ایران صدراعظم بود.
و توسط شاه قاجار به قتل رسید. من می خواستم درباره او یعنی قائم مقام فراهانی بنویسم ولی بعد دیدم که خود شاه قاجار موضوع جالب تری است. فکر می کنم که این شخصیت مهم تر بود .در او خودم را هم کشف می کنم...زمانی که من مشغول نوشتن این رمان بودم، چهار المنت انقلابی، یعنی قطار، الکتریسیته، تلگراف، نفت آمدند و جهان یا نقشهء خاورمیانه را عوض کردند.
دیکتاتورها یا نیمهدیکتاتورهایی مانند صدام حسین، شاه، مبارک، حافظ اسد و… آمدند. جامعه از آن حالت سنتی بیرون آمد و کمی مدرن شد امروز هم با آمدن فیسبوک، آیپد و… یکباره انقلاب تازهء دیگری اتفاق میافتد و ما میبینیم مبارک سقوط میکند، قذافی بهخطر میافتد، بنعلی فرار میکند، ))
ولی سخنان وافکار ضد آرمانی و ضد دینی داشته و به جهت احترام به مخاطبان وبلاگم آنها را ذکر نمی کنم
اینکه یک فراری فراتر از طرفدار یک سازمان تروریستی برنده جایزه ادبی هلند حیا ستیز شده در خور تامل و ناشی از قحط الرجال هلندی است کارشناسان ادبیات عقیده دارند او نه ادیب است و نه شخص پر کار و نه اهل علم و مطالعه قادر عبدالله میگوید زبان هلندی را از زنهای بیکار در پارکهای شهر یاد گرفته.
در نگاه نخست تحلیل از معرفی وی به عنوان نویسنده و یا حتی اسلام شناس مدرن ذهن هر اندیشمندی را می آزارد .
باید دید و رصد کرد مصرف بعدی این نویسنده تحریفگر در سایر تلویزیونهای نزدیک به اهداف MI6 و موساد در آینده نزدیک برای چیست؟
مطلب جدید قادر عبدالله این بار در بی بی سی فارسی را در همین وبلاگ به تاریخ 91/11/11 می توانید مطالعه نمایید
برای اولین بار که سخنان حسن الهیاری مجری و مدیر شبکه موسوم به اهل بیت را از این شبکه آمریکایی شنیدم از خودپرسیدم دلیل پخش آزادانه ی حقانیت مکتب تشیع و باطل بودن اهل تسنن از زبان نامبرده از این شبکه چیست؟
نکته اول و بسیارمهم و حائز اهمیتی که مشاهده نمودم این بود که بدون استثنا کلیه اصول اولیه سمعی بصری و هنری پذیرفته شده در کلیه شبکه های جهانی منطقه ای ، ملی و یا حتی محلی لازمه ی جذب مخاطب است نه تنها عمدا در این شبکه رعایت نمی شود بلکه برعکس گویا تعمدی وجود دارد که بیندگان و مخاطبان را از خود متنفر سازد افزون بر اینکه حسن الهیاری بسیار بد قیافه و باچشمانی بسیار ریز ، با صدایی بد وبا بی منطقی و بی ادبی سخن می گوید و عموما سخنان وی با داد و فریاد و عصبانیت شدید همراه است.
اینهمه بدی و تنفر پراکنی توسط مجری موصوف مرا قانع نکرد که این شبکه لس آنجلسی چرا مشغول کوبیدن تحقیر آمیز و توهین آمیز اهل تسنن و به زعم خود مشغول ترویج حقانیت مکتب اهل بیت است تا اینکه توهین وقیحانه به حضرت آیه الله خامنه ای رهبر فقیه حکیم مومن و مدیر و مدبر وشجاع دربرنامه زنده تلویزیونی توسط حسن الهیاری قریب به یک ساعت فحاشی خواسته هماهنگ با تربیونهای استکبار را که ناشی از حسادت و ضعف ایمان وسیرت زشت مجری مذکور است را بر ملا ساخت.
وی تلاشهای خود را با محوریت های مطروحه زیر دنبال می سازد 1-جلوگیری از الگوشدن ایران اسلامی برای دیگرکشورها بخصوص کشورهای منطقه 2 - به چالش کشیدن ثبات و امنیت اجتماعی اقتصادی وسیاسی درایران 3 - تضعیف وحدت ملی بهخصوص وحدت اقوام ومذاهب درایران 4-گسترش و ترویج تفکرات انحرافی (وهابیت، سلفیگری، حجتیه و...) درعرصه دین و باور جوانان 5- گسترش بیاعتمادی جامعه نسبت به مسولین 6 - تحریک و گسترش برخی تنشهای قومی
البته توضیح زیر هم جهت تکمله به استحضارتان میرسانم که دو شبکه با نام شبکه اهل بیت وجود دارد که :اول ) شبکه "اهل البیت" که دفتر مرکزی آن در شهر کربلای معلی قرار دارد، به حضرت آیت الله سید "هادی مدرسی" تعلق دارد و توسط حجة الإسلام و المسلمین سید "مهدی مدرسی" اداره می شود. این شبکه ماهواره ای سال گذشته بخش انگلیسی خود را به طور مستقل راه اندازی کرد که دفتر آن در شهر لندن انگلیس واقع شده است. این شبکه به هیچ وجه برنامه های خود را به زبان فارسی پخش نمی کند و لذا مخاطبان آن را مردم ایران تشکیل نمی دهند.
این شبکه ماهواره ای که مدیریت آن از حدود 40 سال پیش با شیعیان بحرین ارتباط نزدیک و تنگاتنگی داشته اند، طی چند هفته اخیر اهمیت ویژه ای به پوشش اخبار و حوادث قیام ملت بحرین داشته لذا پخش آن ابتدا توسط "عرب ست" و پس از آن توسط "نیل ست" و "هات برد" متوقف شد. فعالیت شبکه اهل البیت انگلیسی نیز به طور همزمان متوقف شد. بررسی علت این مسأله نشان داد که آیت الله سید "هادی مدرسی" هر روز در برنامه ای زنده و بصورت مستقیم در پیامی تلوزیونی ملت بحرین که علیه رژیم حاکم در این کشور قیام کرده اند را مورد خطاب قرار می داد.
گفته می شود پیام های ایشان تأثیر بسیار زیادی بر جریانات قیام مردم بحرین داشته و به طوری که حتی موجب بیدار شدن دیگر اعراب حوزه خلیج فارس به ویژه شیعیان کشور عربستان سعودی شده است از همین رو ما در چند روز گذشته اخباری درباره آغاز برخی اعتراضات در شرق عربستان شنیده ایم و پیش بینی می شود که این اعتراضات در روزهای آینده شدت یابد.
دوم )شبکه "اهل بیت" که دفتر مرکزی آن در ایالات متحده آمریکا است، توسط یک روحانی افغانی تبار به نام "اللهیاری" اداره می شود. دفتر شبکه ماهواره ای "اهل بیت" در شهر مقدس قم چندی پیش به دستور دادگاه ویژه روحانیت بسته شد. این شبکه ماهواره ای یک شبکه غیر انتفاعی است و زبان اصلی آن فارسی است لذا بیشتر مخاطبان آن را ایرانیان و افغانی ها تشکیل می دهند.
گفته می شود اتهام اصلی شبکه ماهواره ای "اهل بیت" بنا به گفته ی دادگاه ویژه، رفتار مغایر با وحدت بوده است. همچنین دو طلبه روحانی به نام های سید "مجید نبوی" و "هاشم زاده" در شهر اصفهان به دلیل همکاری با این شبکه ماهواره ای بازداشت شدند.
این مطلب مربوط به 24/٧/1390 ساعت۱۱:۴۳ ب.ظ می باشد که مجددا به این قسمت وبلاگ انتقال یافت
مطلب زیر بروز شده مورخه چهارم اسفند 1391 می باشد
بسم الله الرحمن الرحیم
وَاعتَصِمُوا بِحبلِ اللهِ جَمِیعاً وَ لاَ تَفرّقُوا
برادران و خواهران مسلمان:جهان اسلام هم اکنون در وضعیتی به سر می برد که ضرورت اتحاد و انسجام امت اسلامی علی رغم تفاوت های ملی و نژادی و اختلافات فقهی و مذهبی شان بیش از هر زمان دیگر احساس می شود در این میان دشمنان مکار و دوستان نادان و ناآشنا با مبانی دین مبین اسلام همچون دو تیغه قیچی به دنبال قطع و بریدن حبل المتین، وحدت و اخوت دینی مسلمین هستند.
اخیراً یک شبکه تلویزیونی زیر نام مقدس «اهل بیت(ع)» آغاز به کار کرده است که گردانندگان ظاهری آن را تعدادی از طلاب افغانی نا آشنا با مبانی فقهی و کلامی اهل بیت(ع) به عهده دارند این مجموعه که بعضاً ـ متأسفانه ـ ملبس به لباس مقدس روحانیت هستند درآغاز با شعار فعالیت فرهنگی و رسانه ای در راستای اهداف بلند و متعالی اسلام، نشر معارف اهل بیت(ع) و اتحاد و تقریب پیروان مذاهب گوناگون اسلامی، فعالیت خود را شروع کردند و تعدادی از آنان در شهر مقدس قم در حضور این جانب تعهد سپردند که در تولید و اجرای برنامه های شبکه یاد شده هیچ گونه شائبه تفرقه، اختلاف و جسارت به مقدسات و ارزش های مذهبی فرق و گروه های مسلمین را دنبال نکنند. از این رو این جانب مصرف بخشی از وجوهات شرعیه را برای شبکه یاد شده اجازه دادم امّا متأسفانه هنوز چند ماهی از فعالیت این شبکه نگذشته است که گردانندگان آن بدون توجه به پیامد های ویرانگر و مخرب برنامه های این شبکه، از احساسات پاک و زلال مذهبی شیعیان سوء استفاده می کنند. این در حالی است که به جای طرح معارف بلند اهل بیت، به مباحث جدلی، تفرقه انگیز، با ادبیات نا پسندیده و نا شایسته به ارزش ها و مقدسات مذهبی برادران مسلمان اهل تسنن جسارت می کنند. بناءاً از برادران و خواهران دینی خصوصاً از پیروان و شیعیان راستین اهل بیت عصمت و طهارت(ع) جداً تقاضا می شود که از هرگونه کمک های مادی و معنوی به شبکه یاد شده خودداری کنند و از نظر این جانب پرداخت وجوهات شرعیه با هر عنوانی به این شبکه و سایر مراکز و شبکه ها و برنامه هایی که تحت هر عنوانی در راستای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی فعالیت می کنند نه تنها مجزی نیست بلکه تعاون بر اثم و عدوان است .
ر پایان از خداوند متعال می خواهیم که همه ما را در پرتو آموزه های نورانی اسلام و عنایات اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، از شر شیاطین و مکر دشمنان و هواهای نفسانی در امان نگهدارد. (منبع : http://fetrathoma.blogfa.com/post-72.aspx)
والسلام علیکم و رحمت الله قربانعلی محقق کابلی / شوال مکرم سال 1431
ترکیب جلسه شورای عالی امنیت ملی اینطوری بود: رئیسجمهور، نخستوزیر، وزیر کشور، رئیس شهربانی، رئیس اطلاعات نخستوزیری (هنوز وزارت اطلاعات تشکیل نشده بود) و چندتایی از فرماندهان نظامی که آن روزها به خاطر شرایط جنگی، تعدادشان از مواقع معمول بیشتر هم بود.
جلسه آن روز، روز سهشنبه هشت شهریور دستور خاصی نداشت. فقط قرار بود هر کسی گزارش حوزه مسوولیتش را بدهد. سر میز رجایی نشسته بود و سمت چپ او باهنر نشسته بود.
در ورودی پشت سر باهنر بود و کنار در هم میزی که رویش فلاسک چایی و وسایل پذیرایی بود. بعد از باهنر، صندلی وزیر کشور آقای مهدوی کنی بود که هنوز نرسیده بود.کنارش سرتیپ هوشنگ وحید دستجردی نشسته بود و بعد بقیه فرماندهها. خسرو تهرانی، مسوول اطلاعات نخستوزیری دقیقا روبهروی رجایی در آن سر میز نشسته بود. سمت راست رجایی هم منشی جلسه نشسته بود، مسعود کشمیری.
((سرهنگ شهید هوشنگ وحید دستجردی در سال 1304 در اصفهان به دنیا آمد. وی پس از پشت سرگذاشتن دروس ابتدایی و متوسطه، در سال 1328 وارد آموزشگاه شهربانی شد و پس از 32 سال خدمت در پستهای مختلف باز نشسته شد.
این شهید بزرگوار که از طرفداران نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) به شمار میرفت، پس از پیروزی انقلاب، در اسفند 1357 به خدمت دعوت گردید و در 24 اسفند 1359 به ریاست شهربانی کل کشور منصوب شد.
سرهنگ وحید دستجردی سرانجام در واقعه انفجار دفتر نخست وزیری در 8 شهریور 1360 به شدت زخمی شد و شش روز بعد بر اثر جراحات وارده، به شهادت رسید و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.))
کشمیری بعد از قرآن خواندن رجایی بلند شد و رفت برای رجایی چایی ریخت. بعد همینطور که وحیددستجردی داشت گزارش حوزه شهربانی را میداد، آمد و با باهنر شوخی کرد. بعد رفت و در گوش تهرانی چیزی گفت و از اتاق رفت بیرون. کشمیری دیگر هرگز برنگشت.
«جلسه علنی داشتیم و لایحه بازسازی مطرح بود. ساعت سه بعدازظهر- هنگامی که عازم رفتن به جلسه علنی بودم، صدای انفجاری شنیدم. معلوم شد در نخستوزیری بوده. دود و آتش بلند شد.
از پنجره دفترم نگاه کردم. گفتند اتاق جلسات دولت است. فوراً خبر رسید که جلسه شورای امنیت بوده وآقایان رجایی و باهنر هم حضور داشتهاند. یک ربع بعد، بهزاد نبوی آمد که خودش در نخستوزیری بوده؛ سخت ناراحت و شوکه بود.
گفت: «آقایان باهنر و رجایی شهید شده و عدهای نجات یافتهاند... خبرهای متناقض میرسید. عدهای مدعی بودند که بعد از انفجار،آقایان رجایی و باهنر را در حال انتقال به بیمارستان زنده دیدهاند و عدهای میگفتند: اشتباه میکنند؛ آنها در آتش سوختهاند.
رئیس شهربانی سرهنگ وحید [دستگردی]، معاون ژاندارمری سرهنگ ضیایی، و معاون نیروی زمینی تیمسار شرفخواه و سرهنگ کتیبه مجروح و بستری بودند.کلاهدوز، مسوول سپاه پاسداران و تهرانی سالم درآمده بودند. اما تهرانی کمی سوخته بود.» این روایتی است که آن شب هاشمیرفسنجانی در دفتر خاطراتش نوشت.
آن شب خیلیهای دیگر هم خواب نداشتند. یکیشان یوسف کلاهدوز که نیمههای شب زنش را بیدار کرد و از او خواست خوب ردیف دندانهایش را نگاه کند و مشخصات آنها مثل دندانهای پرشده یا روکشدار را به خاطر بسپارد.
کلاهدوز دیده بود که بعد از انفجار، کسی قادر نبوده جسد سوخته رجایی و باهنر را بشناسد و عاقبت همسرهایشان از روی روکش دندانهایشان آنها را شناسایی کرده بودند.
بمب در نزدیکترین فاصله نسبت به رجایی و باهنر کار گذاشته شده بود. بقیه اعضای جلسه کمی سوختگی داشتند؛ اما بدن رجایی و باهنر طوری سوخته بود که حتی نمیشد تشخیص داد کدام بدن برای کدامیکی است.
این شدت سوختگی در سر میز باعث شده بود که فکر کنند کشمیری هم که سر میز و کنار رجایی بوده، بدنش مثل آن دو نفر سوخته و قابل تشخیص نیست؛ بهخصوص کسی که خودش را جای همسر او معرفی میکرد هم همان روز عصر خودش را به نخستوزیری رسانده بود و دنبال جسد همسرش میگشت.
عاقبت بخشهایی از بدنهای سوخته و متلاشی را در کیسه کردند و رویش نوشتند؛ «شهید مسعود کشمیری.» خیلیها شک نداشتند که کشمیری هم شهید شده.
کشمیری اول در معاونت سیاسی ـ اجتماعی وزیر مشاور در امور اجرایی (که حالا شده معاونت اجرایی رئیسجمهور) کار میکرد. قبلش هم در اطلاعات نیروی هوایی بود. بهزاد نبوی، وزیر مشاور اجرایی تعریف میکند که کشمیری در تنظیم صورتجلسهها خیلی دقیق بوده و برای همین او را برای منشیگری جلسات شورای عالی امنیت ملی انتخاب کردهاند.
کشمیری صدای آرامی داشت؛ یک ریش محرابی قشنگ و مراقبت شدید نسبت به مسائل شرعی. در جیبش همیشه دوتا خودکار میگذاشت؛ یکی برای کارهای شخصی و یکی هم برای کارهای اداری؛ یعنی نمیخواست برای کار شخصی از خودکار بیتالمال استفاده کند. یک بار یکی از کارمندهای نخستوزیری را دعوا کرده بود که چرا جمعهها میرود کوه و نماز نمیآید؟ مقید به نماز اول وقت بود. رجایی هم از این اخلاقهای کشمیری خیلی خوشش میآمد و پشت سر او نماز میخواند.
اولین بار موسی زرگر نماینده تهران شک کرد. فردای روز انفجار وقتی تابوتهای شهدا را بردند مجلس تا از آنجا تشییع کنند، دکتر زرگر آن کیسه را که رویش نوشته بودند «شهید مسعود کشمیری» دید، پرسید که پس استخوانهایش کو؟ گفتند در انفجار سوخته و دکتر توضیح داد که در بدن استخوانهایی هست مثل استخوان جمجمه که حتی اگر ۲۴ ساعت هم توی آتش بماند، باز از بین نمیرود.
در بهشتزهرا هم نماینده پزشکی قانونی شک کرد و گواهی فوت را صادر نکرد. توی تمام مسیر تشییع اما آن جمعیت انبوه یک میلیونی در کنار رجایی و باهنر برای کشمیری هم شعار داده بودند و خوانده بودند «کشمیری چی شد؟ شهید شد.» دفتر نخستوزیری عاقبت بیانیهای داد که مردم! آن پیکر سومی که تشییع کردید برای عبدالحسین دفتریان، مدیر مالی نخستوزیری بوده. دفتریان آن روز موقع انفجار در آسانسور بود.
بر اثر انفجار برق ساختمان قطع میشود و آسانسور که بین طبقات گیر کرده بوده، پر میشود از دود حاصل از انفجار و در نتیجه همین دود دفتریان فوت میکند.
یک هفته بعد از تشییع، خبرهای عجیب دیگری هم منتشر شد. مرحوم ربانیاملشی، دادستان کل کشور شب ۱۸ شهریور آمد توی استودیو خبر شبکه یک و برای مردم توضیح داد: «عامل انفجار نخستوزیری شخصی به نام مسعود کشمیری بوده است.
این شخص بمبی در کیف خودجاسازی کرده بود که به طور عادی و معمولی، بدون اینکه هیچکس به او ظنین شود و هیچکس هم کیف او را بازرسی و رسیدگی نمیکرده و خیلی عادی و طبیعی بوده که کیفش را دست بگیرد و برود در جلسه شرکت کند، و ازآنجا که منشی جلسه هم بود،کنار مرحوم شهید رجایی بنشیند و این کار را کرده و کیف خود را هم در کنار آنها قرار داده و طوری هم تنظیم کرده بود که انفجار، اولین بار این دو شخصیت بزرگ و ارزنده و عزیز را بگیرد.
خودِ او هم رفتاری معمولی داشته است، گاهی بیرون میرفته، داخل میشده، با این و آن صحبت میکرده، میرفته چیزی از بیرون میآورده و گاهی چای میداده است. دربین یکی از این مواقعی که رفتوآمد میکرده است، به بیرون رفته و دیگر برنگشته و درهمان موقع، این انفجار به وجود آمده و این عزیزان را از ما گرفت. کشمیری فرار کرد و هماکنون نیز متواری است و زنده است، مگر اینکه سازمان منافقین از آنجا که ببینند شاید مثلاً وجودش برایشان مضرباشد، وی را از بین برده باشند.»
خبر مطلقا حیرتانگیز بود. کسی که آنهمه به رجایی نزدیک بود، نفوذی منافقین از آب درآمده بود.
کشمیری نه اولین نفوذی سازمان منافقین بود و نه آخرین آنها. دو ماه قبل از انفجار نخستوزیری یک نفوذی دیگر که کارمند دفتر حزب جمهوری اسلامی و مورد اعتماد کامل شهید بهشتی بود، انفجار هفت تیر را باعث شده بود.
روز ۱۴ شهریور هم یک نفوذی دیگر در دادستانی تهران بمبی را منفجر کرد و مرحوم قدوسی را به شهادت رساند. با این حال، مورد کشمیری به دلیل میزان نفوذ او تا عالیترین سطوح، از همه موارد قبلی عجیبتر است.
چرا کشمیری توانسته بود اینهمه نفوذ بکند؟ این سوال اصلی است. جوابی که به این سوال داده میشود، معمولا این است که در اوایل انقلاب، سازمان اطلاعاتی دقیقی وجود نداشت و هر کسی میتوانست با پنهان کردن سوابق قبلیاش، خود را فردی انقلابی جا بزند؛ مثلا همین کشمیری، با اینکه زنش عضو رسمی سازمان و برادر زنش کاندیدای رسمی سازمان مجاهدین برای نمایندگی شهر اسلامآبادغرب در انتخابات مجلس اول بوده (البته او رای نیاورد و بعدها در جریان یکی از عملیاتهای خیابانی منافقین در تیر ۶۰ کشته شد)؛ اما به دلیل اینکه فامیلی آنها با کشمیری یکی نبوده کسی نتوانسته این رابطه فامیلی را بفهمد.
این جواب البته همان موقع هم چندان قابلقبول واقع نشد و تحقیقات مفصلی از همه کسانی که با کشمیری در ارتباط بودند به عمل آمد که رسیدگی به پرونده آن تا خرداد ۶۵ ادامه داشت. در جریان این رسیدگیها دو نفر اعدام شدند و یک نفر به نام تقی محمدی هم خودش را در زندان حلقآویز کرد. جالب است بدانید که تقی محمدی، همان کسی بود که تصویرش در جریان تسخیر لانه جاسوسی بعدها از سوی رسانههای غربی به عنوان احمدینژاد معرفی شد.
درباره مسعود کشمیری هنوز خیلی چیزها هست که نمیدانیم. کشمیری همان روز انفجار از ایران فرار کرد. حتی همسرش هم همان ساعت سه روز هشت شهریور منزلش در مهرشهر کرج را ترک کرد و به سمت مرز غربی کشور فرار کرد؛ یعنی آن زنی که به اسم همسر کشمیری در نخستوزیری و بعد هم در ختم او حاضر شد، همسرش نبود و احتمالا یکی دیگر از اعضای منافقین بود که برای پوشش فرار کشمیری ماموریت داشته.
در بازدید از خانه کشمیری معلوم شد که خانه او انبار اسلحه منافقین بوده است. از ارتباطات او و محلهای قبلی خدمتش- یعنی اطلاعات نیروی هوایی- هم چیزهای دیگری معلوم شد.
مثلا اینکه او مسوول رسیدگی به کودتای نوژه بوده و احتمالا در فراری دادن سرهنگ احسان بنیعامری، فرمانده این کودتای آمریکایی دخالت داشته. اینکه برخی اسناد پروژههای مهم دفاعی گمشده به او نسبت داده شد؛ حتی اینکه چرا هواپیماهای ارتش نمیتوانستند مقر رادیو منافقین، معروف به «رادیو مجاهد» را که وظیفه خط دادن به بقایای منافقین در ایران را برعهده داشت بمباران کنند هم معلوم شد. ماجرا خیلی ساده بود؛ اینکه خود کشمیری در شورای عالی امنیت مسوول این پروژه بوده است.
کشمیری هنوز زنده است. آخرین باری که در انظار عمومی ظاهر شد، در مراسم ختم پدرش در لندن در سال ۱۳۷۷ بود. بعد از آن هم گزارشهایی در دست است که او را همراه مریم رجوی در اردن دیدهاند. او مرتکب جرم بسیار بزرگی شده است که احتمالا تا آخر عمرش هم همچنان محتاج مجاهدین خواهد ماند. کشمیری جرائم زیادی دارد؛ اما شاید بزرگترین آنها فریب دادن مرحوم رجایی باشد. رجایی به این آدم اعتماد کرده بود
(عکس جدید خسرو تهرانی متهم حادثه انفجار در کنار حجاریان )
هر چند که خسرو تهرانی در پاسخ به چند سوال اینچنین می گوید : با توجه به اینکه کشمیری خود را فرد متشرعی نشان میداد ما اصلاً فکر نفوذی بودن او را هم نمیکردیم، حتی وقتی بمب در نخستوزیری منفجر شد ما فکر نمیکردیم کار کشمیری باشد که بعدها با کار اطلاعاتی متوجه شدیم که کار او بوده است. کشمیری، چون منشی جلسه بود زیاد از جلسه خارج میشد و برمیگشت. هیچ اتفاق خاصی رخ نداد. همه چیز روند طبیعی داشت و کسی تصور اینکه کشمیری نفوذی باشد را نداشت. البته باید گفت که بعضی در مورد موقعیت او غلو میکنند، از جمله میگویند شهید رجایی پشت سر او نماز میخوانده یا اینکه دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، واقعیت این است که او منشی جلسه بود و کارش ضبط جلسات و پیاده کردن نوار جلسات، دعوت از اعضا و تقسیم صورتجلسات بود.
ماجرای زندان شما بعد از انقلاب در راستای پرونده 8 شهریور چگونه بود؟
زندان بعد از انقلاب یک حالگیری اساسی بود، درست است که شکنجهای نبود اما به نظر من خود زندان انفرادی یکی از بدترین شکنجهها است. من سه تا چهار ماه تمام را در سلول انفرادی به سر بردم که یکی از تلخ ترین ایام زندگی من بود بازجوییهایم با چشم بسته انجام میگرفت. من یادم هست که امام گفته بود پرونده مختومه است و حتی آنهایی که خودشان این دستگیریها را انجام دادند باید جوابگو باشند و من از خود امام دستنویس دارم که اینها که بودند؟! آقای موسوی خوئینیها نیز در ملاقاتی که با امام داشت بعد از ملاقات با اعضای شورای عالی قضایی عیناً صحبتهای امام را پیاده کردند که من یک کپی از آن را نیز هنوز دارم. آنجا امام گفته باید بررسی کنیم که خود این آقایان کی بودند؟ اما شکنجهای به عنوان کتک زدن برای من وجود نداشت. به نظر من بررسیها کامل و حتی فشار به متهمان بیش از حد بود. خود من سه ماه زندان انفرادی متحمل شدم. افراد دیگری نیز بازداشت شدند. در مورد هیچیک از انفجارها و ترورهای آن سال این قدر بررسی صورت نگرفت.
* سرانجام پرونده قضایی شما چه شد؟
دادگستری به پیگیری قضایی حادثه 8 شهریور بسیار حساس و علاقهمند بود. سناریو بچگانه دادستانی مبنی بر آن بود که ما میخواستیم رجایی را بکشیم تا نبوی را نخستوزیر کنیم. البته در نهایت این پرونده با نامه 100 نفر از دستاندرکاران نظام به امام و دستور مستقیم ایشان مختومه شد. یک بار با لاجوردی جلسهای داشتیم به او گفتم یعنی تو میگویی ما رجایی را کشتیم. گفت: من همچنین جسارتی هیچ وقت نسبت به شما نمیکنم اما ته ذهن او این بود که ما یک جور منافق هستیم.
.: Weblog Themes By Pichak :.

